مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٩٥
جلسه هفتاد و چهارم
بسم الله الرحمن الرحیم
خلاصه مباحث گذشته
بحث در این جهت بود که شیخ قائل به سه نحو حدوث (یا سه نحو وجود) در عالم زمان و زمانیات است. عرض کردیم که این مسأله، فوقالعاده مهم و از تحلیلهای بسیار دقیق فلسفی است.
شیخ مدعی است بعضی از اموری که در عالم زمان و زمانیات حدوث پیدا میکنند واقعا آنیاند؛ یعنی به دقت عقلی در حدّ زمان و نقطه مشترک میان دو جزء زمان و در «آن»[١] وجود پیدا میکنند نه در خود زمان[٢] ، اعم از اینکه این امور
[١] . «آن» به همان معنايی كه متفرع بر زمان است؛ يعنی نقطه مشترك ميان دو جزء زمان.
[٢] . «آن» نقطه فرضی مشترك ميان دو جزء زمان است، نه جزء زمان ولو جزء بسيار بسيار كوچك. ازاين جهت نظير يك كره واقعی به دقت عقلی است كه روی يك سطحِ به دقت عقلی قرار گرفته باشد.آيا سطح اين كره با اين سطح افقی تلاقی دارد؟ حس انسان اين طور حكم میكند كه مقداری از سطحكره با مقداری از اين سطح تلاقی دارد اما اين مقدار بسيار بسيار كم است، ولی برهان فلسفی و برهانعلمی حكم میكند كه اين طور نيست؛ چون اگر فرض كنيم مقداری از سطح اين كره با مقداری از اينسطح تلاقی دارد ولو آن مقدار خيلی كوچك باشد، لازم میآيد اين كره كره حقيقی نباشد؛ چون سطح
كره سطحی منحنی است و در سطح منحنی نمیتوانيم حتی دو نقطه مستوی فرض كنيم. اين چيزینيست كه بتوان آن را با چشم يا ذرهبين فهميد، بلكه برهان فلسفی و عقلی چنين میگويد. البته ممكناست شما بگوييد «در طبيعتْ كره واقعی و سطح واقعی وجود ندارد»، ما هم نمیخواهيم بگوييموجود دارد، حرف ما اين است كه اگر يك كره واقعی روی يك سطح واقعی قرار بگيرد تلاقی اين دوفقط در يك نقطه است. اينكه كره واقعی در طبيعت وجود ندارد يك مطلب است و اينكه محال استوجود پيدا كند مطلب ديگری است. بسياری از مفاهيم رياضی كه ما در ذهن داريم و احكامی بر آنهااثبات میكنيم، بلكه همه آنها، مصداق واقعی در طبيعت ندارند ولی اين به اين معنا نيست كه امكانوجود ندارند. در طبيعت، خط مستقيم واقعی و يا دايره وجود ندارد ولی احكام و قواعد آنها بهصورت قضايای حقيقيه بر آنها صادق است. قضايايی كه احكام اين مفاهيم را بيان میكند اگرچهظاهرا حمليه است ولی میگويند اين قضايا در واقع شرطيهاند؛ به اين معنا كه مثلا اگر دايرهای در عالمموجود شود فلان حكم را دارد. پس قضايايی كه احكام اين مفاهيم را بيان میكند قضايای حقيقيهاندنه خارجيه؛ يعنی حكم روی افراد مقدرة الوجود رفته است.