مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٩٣
نقطه میان دو جزء خط فرض کنید، ولی نمیتوانید دو نقطه در کنار هم فرض کنید؛ چون نقطه فقط میتواند حد خط باشد و نمیتواند حد نقطه باشد.
وقتی که زمان، مجموع آنات منفصل از یکدیگر نیست و تتالی آنات منفصل از یکدیگر محال است و حتی تتالی آنات فرضی هم محال است، پس اگر این «آن» آنِ تلاقی شد، بعد از آن دیگر نمیتوان آنی فرض کرد که ظرف عدم تلاقی باشد. پس فقط زمان بعد، ظرف عدم این ملاقات است.
خود «آن» هم همین طور است. خود «آن» در «آن» موجود است. (نمیخواهیم بگوییم خود «آن» دو چیز است بلکه میخواهیم بگوییم «آن» آنی بالذات است کما اینکه زمان زمانی بالذات است.) عدم این «آن» در مجموع زمان بعدی است نه در آنات بعدی؛ چون تتالی آنات محال است.
هرچه که با حرکت به وجود بیاید از این قبیل است، مثل لامماسه. مماسه با سکون به وجود میآید[١] ، ولی لامماسه با حرکت شروع میشود. اگر دو شیء با یکدیگر مماس باشند، با حرکتْ لامماسه حادث میشود و این لامماسه ادامه دارد تا وقتی که بار دیگر مماسه صورت بگیرد. این لامماسه امر زمانی است. آن آنِ مماسه آنِ لامماسه نیست، آنِ بعد از آنِ مماسه هم قابل فرض نیست، پس لامماسه در مجموعِ زمان بعد از آنِ مماسه وجود دارد بدون اینکه خودش در «آن» وجود داشته باشد.
خلاصه حرف شیخ
خلاصه اینکه شیخ گفت: حالاتی وجود دارد که این حالات یا متناقضیناند یا کالمتناقضین. اشیاء در خارج گاهی به یکی از این دو حالتاند و بعد به حالت نقیض یا کالنقیض حالت اول درمیآیند و تغیر و تبدل از حالتی به حالتی که نقیض آن باشد همیشه وجود دارد. وقتی شیء، زمانی متلبس به حالتی است و در زمان دیگر متلبس به نقیض آن حالت، یک آنِ مشترک میان این دو زمان هست. بحث بر سر این حد مشترک است. یا باید بگوییم در این حد مشترک هیچ کدام از این دو حالت نیستند، که این، ارتفاع نقیضین است. یا باید بگوییم در این «آن» هردو حالت
[١] . نهايت حركت میشود مماسه.