مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٢١
ابتدا نیست و هیچ کدام واقعا انتها نیست، میتوانیم آن را ابتدا حساب کنیم و میتوانیم این را ابتدا حساب کنیم.
حال میگوییم: اگر شما بخواهید قائل شوید به اینکه زمان ابتدا و انتها دارد، ما از شما میپرسیم «آن ابتدا با این انتها چه فرق میکند؟ چرا آن ابتداست و این انتها؟» جواب این است: آن ابتداست برای اینکه مسبوق به عدم خاصی است و این انتهاست به اعتبار عدم دیگری، و خصوصیتی غیر از این در کار نیست. به عبارت دیگر: ابتدا رابطه دارد با یک نبودنی که آن نبودن واقعا تقدم دارد بر این وجود، و انتها رابطه دارد با یک نیستی که آن نیستی واقعا تأخر دارد از این وجود.
حال میگوییم: آن نیستی از آن جهت که نیستی است تقدم ندارد و این نیستی از آن جهت که نیستی است تأخر ندارد، پس باید واقعیتی در کار باشد که آن واقعیت ملاک تقدم و تأخر باشد، و الّا اصلا ابتدا و انتها و حدوث و فنا معنی ندارد.
پس فرق میان ابعاد مکانی و ابعاد زمانی این است که در ابعاد مکانی اگر میگوییم «در ماوراء این مکان مکانی نیست» معنایش این نیست که آن مکانی که نیست تقدم دارد بر این؛ اینجا تقدم در کار نیست و ]ماوراءِ[ این طرف مکان با ]ماوراءِ[ آن طرف مکان هیچ فرقی نمیکند. ولی در باب زمان چارهای نداریم از اینکه یک طرف را ابتدا بدانیم و طرف دیگر را انتها، و ابتدا را مقدم بر انتها بدانیم و همچنین هر جزئی را که به طرف ابتدا نزدیکتر است بر جزئی که به طرف انتها نزدیکتر است مقدم بدانیم. بنابراین در اینجا یک سبقت و ترتب ذاتی میان مراتب و میان آن عدم سابق و این عدم لاحق وجود دارد؛ یعنی چارهای ندارید از اینکه برای آن عدمْ تقدم بر این وجود قائل باشید و برای این عدمْ تأخر از این وجود. وقتی برای عدمها تقدم و تأخر قائل شدید لازمهاش این است....[١]
آنچه که مرحوم آخوند در جواب غزالی آورده متکی بر همین مطالب است گرچه به این بیان ذکر نکردهاند[٢] .
این صفحه در کتاب خالی می باشد.
[١] . [چند لحظه از صدای استاد ضبط نشده است.]
[٢] . سؤال: طبق مبنای فلاسفه قديم كه زمان را مقدار حركت و حركت را عارض بر فلك میدانستند،زمان چگونه میتواند قديم باشد؟استاد: آنها خود فلك را قديم میدانند و عارض بودن منافاتی با قديم بودن ندارد؛ عارض و معروض