مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢١٢
حادث است» معنایش این است که وجود زید در این زمان است و قبل از این زمان نبوده، بلکه عدم زید بوده؛ یعنی زمانِ قبل از این زمان ظرف عدم زید است و این قطعه از زمان ظرف وجود زید است. پس وقتی میگوییم «زید حادث زمانی است» به این معناست: عدم زید بر وجود زید تقدم زمانی دارد.
حال این بحث مطرح میشود که آیا خود زمان حادث زمانی (و قهرا فانی زمانی) است یا خود زمان حادث زمانی نیست؟
برهان عدم حدوث زمانی زمان
به طور قطع به آن معنا که اشیاء دیگر حادث و فانی زمانیاند خود زمان نمیتواند حادث و فانی زمانی باشد؛ چون حدوث زمانی در اشیاء دیگر به این معناست که زمانِ عدمش بر زمانِ وجودش تقدم دارد، و خود زمان نمیتواند به این معنا حادث زمانی باشد؛ چون اگر عدم زمان بر خود زمان تقدم زمانی داشته باشد لازم میآید زمانی قبل از خود زمان وجود داشته باشد که ظرف عدم زمان باشد و حال آنکه بحث ما روی آن زمان عامی است که همه اشیاء را نسبت به آن میسنجیم. پس مسلما نمیتوانیم برای زمان حدوث زمانی به این معنا قائل شویم.
اثبات مدعا به بیانی دیگر
همین مطلب را به بیان دیگری ذکر میکنند که این بیان همان بیانی است که برای اثبات حقیقت زمان ذکر کردیم[١] . گفتیم: ما اشیائی در این عالم میبینیم که عدمشان بر وجودشان تقدم دارد به گونهای که متقدم با متأخر غیرقابل جمع است. بعد گفتیم : این تقدم نمیتواند تقدم بالعلیة باشد، چون در تقدم بالعلیة متقدم با متأخر معیت دارد و متقدم و متأخر از یکدیگر منفک نیستند. همچنین گفتیم: خود عدم هم نمیتواند ملاک تقدم باشد. پس معلوم میشود در وجود و عالم هستی و در ماوراء ذهن ما حقیقتی وجود دارد که تقدم و تأخر ذاتی آن است؛ یعنی تقدم بعض مراتب بر بعض دیگر و تأخر بعض مراتب از بعض دیگر عین ذات آن است؛ یعنی وجودش
[١] . اين بيان را در يكی از فصول گذشته خوانديم و گفتيم اشكال مهمی در اينجا هست كه بعدا متعرضمیشويم؛ اينجا همان جايی است كه وعده داده بوديم.