مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٢٠٢
وجهه دیگری به عالم و جهان نگاه کنیم یک وحدت بیش نمیبینیم؛ در واقع عالم همچنان که از نظر حدوث و قدم از یک جنبه حادث است و از جنبه دیگر قدیم[١] ، از نظر وحدت و کثرت هم تقریبا چنین است. اینها مربوط به گذشته بود و دیگر نمیخواهیم تکرار کنیم.
علت اختصاص هر امر زمانی به زمان خاص خودش چیست؟
در اینجا به تناسب بحثهای گذشته سؤالی مطرح میشود که سؤال خوبی است و همان طور که مرحوم آخوند اشاره کردهاند جوابش از آنچه که در گذشته گفته شد روشن است. سؤال این است: علت اختصاص هر امر زمانی به زمان خاص خودش چیست؟ چه چیز حوادث زمانیه را به آن قطعه از زمانِ خودش اختصاص داده است؟
جواب
ایشان جواب را با عباراتِ شاید زیادتر از طبق معمول ذکر میکنند. میفرمایند: در مورد بعضی از اشیاء اصلا این سؤال معنی ندارد؛ چون اختصاصش به زمان خودش ذاتی آن است، یعنی عین ذات آن است، و الذاتی لا یعلّل. مثلا خود اجزاء زمان؛ زمان حقیقتی است[٢] که اجزائش بعضی بر بعضی تقدم دارند و بعضی از بعضی تأخر؛ دیروز بر امروز تقدم دارد و امروز بر فردا، فردا از امروز متأخر است و امروز از دیروز. حال اگر کسی سؤال کند «ترتیب بین دیروز و امروز و فردا معلول چه علتی است؟ چرا آن قطعه از زمان در دیروز قرار گرفته و مقدم شده بر امروز و چرا این قطعه از زمان مؤخر از آن است؟ اگر آن به جای این بود و این به جای آن، چه مانعی داشت؟» جوابش روشن است. کسی که این سؤال را میکند تصور صحیحی از واقعیت زمان و از اینکه تقدم و تأخرِ مراتب زمان ذاتی آنهاست ندارد. تقدم و تأخر، ذاتی مراتب زمان است؛ یعنی دیروز بودنِ دیروز و هویت آن قطعه از زمان که نامش دیروز است با مقدم بودن بر این قطعه دیگر که اسمش امروز است هردو یکی است،
[١] . يعنی از آن جهت كه مربوط به مبدأ خودش است قديم است و از آن جهت كه خودش را با خودش واجزائش را با يكديگر مقايسه میكنيم حادث است.
[٢] . در وجود زمان شكی نيست؛ حالا حقيقت زمان هرچه میخواهد، باشد.