شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٦٣
ضعيفى كه به انگيزه احتياط در دين ـ كه مطلوب همگان از اصحاب است ـ مشهور به آن عمل مى كنند. ٤. برخى روايات بنابر آنچه ما مى بينيم از غير معصومين نقل شده اند. پاسخ: برخى از اين مطالب، از افرادى مانند يونس بن عبدالرحمن يا حلبى مى باشد، كه بر امام عرضه و بعد نقل شده است. دسته اى ديگر، مرجع آنها نصّ امام است، مانند كتب ابى بصير، محمد بن مسلم، زكريا بن آدم، عثمان بن سعيد و محمد بن عثمان. برخى روايات نيز به اتكاى استدلال هاى عقلى يا قرائن دال بر صحت است كه چه بسا آن قرائن به دست ما نرسيده است. پس در واقع، اين چند گروه گوناگون روايات نيز از معصوم عليه السلام و برگرفته از معادن وحى و تنزيل اند. روايت استدلالى هشام بن حكم در نفى رؤيت خداوند متعال، از اين قبيل است. در روايتى ديگر آمده است كه وقتى خبر شهادت امام صادق عليه السلام به منصور خليفه عباسى رسيد، نقل كرده اند كه حضرت به منظور حفظ امام موسى كاظم عليه السلام به پنج نفر وصيت كرده بود: منصور، محمد بن سليمان، عبداللّه الافطح، حميده و امام موسى عليه السلام . وقتى ابو حمزه ثمالى اين را شنيد: گفت، وصيت به دو نفر اول از روى تقيه بوده و حميده زن و افطح ناقص الخلقه مى باشد. پس وصى، قطعا موسى بن جعفر عليه السلام است. هم چنين است روايت يحيى بن ام الطويل در حرمت دشنام دادن به اولياء خدا و منع از همنشينى آنان. و مصاديق ديگرى از اين قبيل، از جمله روايت اسيد بن صفوان صحابى پيامبر كه از آمدن مردى گريان پس از شهادت حضرت على عليه السلام به خانه اى كه جسد حضرت در آن بود خبر مى دهد. آن مرد، فضايل و مناقب حضرتش را بر شمرد و تا پايان سخن، او و اصحاب نيز گريستند و بعد كه دنبال او رفتند؛ او را نيافتند. اين حديث را علّامه مجلسى از كمال الدين صدوق در باب زيارات مى آورد و مى فرمايد: آن شخص متكلم حضرت خضر بوده است. ٥. روايات بيانگر علم غيب براى پيامبر و ائمه عليهم السلام كه كلينى، صدوق، شيخ طوسى و ديگران با سندهاى فراوان صحيح با اعتقاد به تواتر معنوى آورده اند، مورد اشكال و