شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٣١
الحديث واثبتهم» مى فرمايد: از اين تعبير كه اين غير از مسئله عدالت و تقواى تنهاست، معنايش اين است كه در باب حديث مزايايى كه براى محدثين و رجاليّين ديگر ذكر شده، چون تخصّص در حديث، بر رجال هم احتياج دارد. آن مزايا در او هست مع شَىٍ زائدٍ، نقاطِ ضعفى كه براى بعض محدّثين گفته شده كه با عدالت آنها منافات ندارد ولى با تثبت و اتقان منافى است، او در اين نقاط با آنها شريك نيست. بعد مزاياى ديگران را شروع مى كند به ذكر كردن و به مقتضاى اوثقيّت و اثبتيّت آنها را براى كتاب كافى اثبات مى كند بالملازمة براى كتابش هم اثبات مى نمايد. يكى از تعريفات كافى كه روى آن جهت خواسته اند كتاب را معتبر بكنند، اين است كه در عرض ٢٠ سال آن را تأليف نموده، اگر مبنايش اين بود كه جمع آورى حديث بكند، پاى بند اتقان حديث نباشد، صحيح و سقيم حديث را از هم جدا كند و عده اى از اخبار معتبره را انتخاب نمايد به ٢٠ سال احتياج ندارد، با عشر آن هم مى شود آن را تأليف كرد. اين مقدار زمان مال همين جهت است كه علاوه بر عدالت، جهات ديگرى است كه مختص به محدثين خيلى محتاط است كه بايد كتب و اصول و نسخ معتبره را جمع آورى كنند، تخصص در رجال و حديث پيدا نمايند، مشتركات را از غير مشتركات تميز بدهند، مشتركات روايات را متوجه شوند، بعد كتابى با توجه به اين مسائل بنويسند، اين البته احتياج به طول زمان ندارد و الّا صرفا بگوييم مبناى كلينى به جمع احاديث بوده ليس الّا، اين آن قدر طول زمان نمى خواهد. ذكر اين جمله بالملازمة دلالت مى كند بر اين كه مى خواسته كتابى بنويسد با اتقان مطالب نه با اِكثار مطالب، برف انبار نمى خواسته بكند. مزايايى كه براى عده اى از محدثين گفته شده مى شمرد، على بن حسن طاطرىّ كه يكى از واقفه است، و از جمله واقفيه سرسخت و متعصب هم هست. (كان شديد العِناد في الوقف) معذلك شيخ الطائفه قدس سرهمى فرمايد: براى جهتى او را ترجمه كرده و در فهرست وارد نمودم. چون كتاب هاى خود را از رجال موثوقٌ بهم و برواياتهم اخذ كرده، پس اين امتياز در روايات طاطرىّ هست كه ولو واقفى بوده، رواياتش صحيح به اصطلاح متأخرين نيست، ولى چون مقيّد بوده كه از ثقات مطالب را اخذ بكند، لذا