شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٣٤٣
توحيد و كتاب نوادر وى از مصادر كافى است، از اين قسم است. قسم چهارم: مؤلف تضعيف شده ولى كتاب وى معتبر خوانده شده است: معلى بن محمد بصرى كه در نجاشى با عبارت «مضطرب الحديث والمذهب» وصف شده، ولى درباره كتب وى گفته شده است، كتبه قريبة [١] ، كلينى از وى آيات مربوط به ولايت اهل بيت عليهم السلام [٢] را نقل كرده كه گويا از كتاب تفسير يا كتاب الامامه وى گرفته شده است. بنابر اين تمام منابع كافى مورد تأييد كتب رجال نيست. البته اختلاف نظر در ارزيابى مصادر و اعتبار مؤلفان آن طبيعى است و كسانى كه در كتب رجال تضعيف شده اند، الزاما همه بر ضعف آنها اتفاق نظر ندارند. در پايان اين قسمت، اشاره به اين نكته مفيد است كه از پاره اى روايات كافى، وقوع تحريف در قرآن برداشت شده است. مراجعه به اين احاديث نشان مى دهد كه در اسناد اين روايات، كسانى چون معلى بن محمد و احمد بن مهران واقع اند كه در كتب رجالى تضعيف شده اند، لذا نمى توان مفاد اين روايات را به عالمان امامى مذهب نسبت داد.
خاتمه بحث
حال اگر از تمام بحث هاى گذشته چشم بپوشيم و بپذيريم كه شيخ كلينى تمام راويان كتاب كافى را توثيق كرده و اين توثيق را معتبر بيانگاريم، باز اين مطلب برجاى مى ماند كه چه بسا اين توثيق كلينى با تضعيف عالمان رجالى در تعارض باشد و اگر نتوان دليلى بر ترجيح توثيق كلينى بيابيم، با تعارض توثيق و تضعيف، سرانجام روايت از درجه اعتبار مى افتد. در اينجا تنها به اشاره به اين مطلب بسنده مى كنيم كه افراد چندى از سوى مؤلفان ديگر كتب اربعه تضعيف شده اند كه همگى در اسناد كافى واقع اند.
[١] رجال نجاشى، ص ٤١٨، ش ١١١٧.[٢] كافى، ج ١، ص ٢١٧، ح ١ ـ ٤، ص ٤١٣، ح ٧ تا ص ٤١٥، ح ١٦ و ١٨، ص ٤١٦، ح ٢٠ و ٢١ و ٢٣، ص ٤١٧، ح ٢٩ و ٣٠، ص ٤١٨، ح ٣٢ تا ٣٤، ص ٤٢٠، ح ٤٠ تا ص ٤٢١، ح ٤٦، ص ٤٢٢، ح ٤٩ و ٥٠، ص ٤٢٥، ح ٦٨، ص ٤٢٦، ح ٧٠ و ٧١ و ٧٣، ص ٤٢٧، ح ٧٧، ص ٤٢٨، ح ٧٩.