شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٦١
نمى توانست اجلّ اين كتاب ها باشد». البته بنده كتاب روايى اى كه اين چنين باشد نديده ام، اگر منظورشان همان اصول نوشته شده در عصر ائمه عليهم السلام باشد، كه شيخ طوسى در عُده تصريح فرموده است: «در صورتى مى توان به آنها استناد و احتجاج كرد كه راوى آنها ثقه باشد». نيز شيخ طوسى در بيان نظريه خود در حجيت خبر واحد مى نويسد: «همه علماى شيعه به اين اخبار كه در نوشته هايشان نقل كرده و در اصول خود تدوين نموده اند، عمل مى كنند. وانگهى اين كار مورد اعتراض و دفاع واقع نشده است، به حدى كه اگر يكى از علما به چيزى كه ديگران از آنها بى اطلاع هستند، فتوا مى داد و از وى پرسيده مى شد كه اين فتوا را از كجا آورده اى؟ اگر او در پاسخ، آنها را به كتاب معروف و يا اصل مشهورى كه راوى آن، ثقه و حديث او مقبول است، ارجاع مى داد، ساكت مى شدند و از او مى پذيرفتند». [١] اين عبارت به صراحت مى رساند كه مجرد وجود يك خبر در اصول، در استناد كفايت نمى كند، بلكه بايد وثاقت راوى آن نيز احراز شود، حال اگر وضع اصول اين باشد، وضع ساير كتب در رجوع به سند احاديث آنها روشن است. وآنگهى بر فرض اين كه چنين كتابى وجود داشته باشد، منظور از «اجلّ الكتب» و ديگر تعابير، از جهت شيوه فصل بندى، جامعيت و ضابطه مند بودن و ديگر مزايايى است كه در ساير كتاب ها ـ چه قبل و چه بعد از آن ـ وجود ندارد، نه اين كه اين كتاب مزاياى تمام كتاب هاى قبلى را دارد. براى روشن شدن بيشتر مفهوم اين گونه تعابير به عبارات زير كه در مورد برخى كتاب ها است، توجه كنيد: «كتاب بحار، يك جامع روايى بى مانند است». و «جواهر از با ارزش ترين كتب فقهى است». اين تعابير ناظر به صحت روايات بحار الانوار و فتاواى كتاب جواهر الكلام نيست، بلكه ناظر به جامعيت بحار و كثرت فروع و دقت نظر موجود در جواهر است، و منظور اين نيست كه تمام مزاياى موجود، در كتاب هاى حديث و فقه در اين دو كتاب جمع است.
[١] عدة الاصول، ص ٣٣٨، چاپ جديد.