شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٣٣١
عرضه بر مستقيم امام زمان (عج) صورت گيرد. به هر حال به جز اين دو كتاب التكليف و التأديب گزارشى از ارزيابى كتاب ديگرى از كتاب هاى قرن سوم بر نايبان امام زمان(ع) در مصادر حديثى و رجالى ديده نمى شود. ٧. راستى اگر كافى بر امام زمان (عج) عرضه شده باشد، آيا كلينى خود در مقدمه كتاب يا در هنگام روايت آن بر شاگردان، يا شاگردان وى در اجازات خود يا در كتب ديگر بدان تصريح نمى كردند؟ آيا مؤلفان كتاب هاى رجال همچون شيخ طوسى و ابوالعباس نجاشى كه زبان به مدح كافى و كلينى گشوده اند و از كتب عرضه شده بر امامان در كتب خود ياد كرده اند، بر اين امر تصريح يا اشاره نمى كردند؟ چگونه مى تواند چنين امرى واقعيت داشته باشد در حالى كه در هيچ مصدرى از مصادر قدماء، اندك اشارتى بدان ديده نمى شود، و نخستين بار سيد ابن طاوس به اين احتمال اشاره كرده است. از عبارت وى هم روشن است كه وى آن را از مقدماتى چند استنتاج كرده، نه اين كه گزارشى در اين زمينه به وى رسيده باشد. با توجه به آنچه گفته آمد، مى توان با اطمينان بر نادرستى ادعاى عرضه كافى بر نايبان امام زمان (عج) تأكيد ورزيد. البته علّامه مجلسى مى فرمايد كه: مى توان گفت كه ائمه اطهار عليهم السلام به تأليف كافى راضى بوده اند. [١] اين مطلب كاملاً روشن است، ولى نمى توان از آن نتيجه گرفت كه تمام احاديث كافى صحيح است. همچنانكه مى توان اطمينان داشت كه ائمه اطهار عليهم السلام به تأليف جواهر راضى بوده اند، ولى اين به معناى درستى تمام مطالب جواهر نيست.
دليل پنجم: مقدمه كافى [٢]
مهمترين دليل بر اعتبار احاديث كافى، عبارت مقدمه كتاب است. وى پس از اشاره به درخواست تأليف كتابى مشتمل بر «الآثار الصحيحه عن الصادقين عليهم السلام و السنن
[١] مرآة العقول، ج ١، ص ٢٢.[٢] اين بحث در خاتمه مستدرك و نيز در دروس آيت اللّه والد (مدظله) با تفصيل بيشترى ذكر شده ولى ما آن را با تلخيص مى آوريم.