شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٣٣٣
بيان مطرح ساخت: در عبارت مقدمه كافى، جمله «و قد يسرّ اللّه ...» با الفاظ جازم آمده است. آيا اين جمله، با جمله اى كه بلافاصله پس از آن ذكر شده و به اميدوارى مؤلف عنايت دارد تنافى دارد؟ پاسخ سؤال منفى است. در توضيح اين امر مى گوييم كه سائل، يك هدف و محبوب نخستين داشته كه گردآورى احاديث صحيح واقعى مى باشد. ولى تأمين كامل اين هدف از توان كلينى بيرون است، زيرا حداكثر كلينى بتواند احاديثى را كه به عقيده خودش معتبر است گردآورد، ولى الزاما عقيده كلينى مطابق با واقع نيست. لذا درخواست سائل محدود به گردآورى احاديثى است كه به عقيده مؤلف صحيح و معتبر باشد. كلينى اين درخواست محدود را كه در توان وى بوده پاسخ گفته است ولى اطمينان ندارد كه هدف نخستين سائل به طور كامل تأمين شده باشد و عقيده وى در صحت احاديث مطابق با واقع باشد، هرچند اين عقيده شرعا حجت و معتبر است. با توجه به آنچه گفته شد، اصل شهادت كلينى انكارناپذير است، ولى سخن در اين است كه آيا وى تمام احاديث كتاب را صحيح و ثابت الانتساب مى داند؟ پاسخ سؤال منفى است. در توضيح اين پاسخ بايد دانست كه كلينى باب هايى را منعقد كرده و در هر باب احاديثى را براى اثبات مطلبى يا مطالبى فقهى يا كلامى يا اخلاقى يا... آورده است. حال چه بسا روايات چندى در يك باب ذكر گردند كه در اثبات غرض مؤلف از گشودن باب، دخالت داشته باشند، هر چند تك تك آنها معتبر نباشد. مثلاً احاديث ابواب كتاب الحجه براى اثبات امامت ائمه معصومين و مناقب و كرامات ايشان آورده شده است. در اين ابواب لازم نيست تمام احاديث باب ثابت الانتساب باشند، بلكه همين مقدار كه اين احاديث بر روى هم امامت ائمه را رسانده و مقامات والاى آنها را به اثبات برساند، سبب مى گردد كه روايات را در ابواب مربوط ذكر كند. لذا در كتاب الحجه نام راويان بسيارى ديده مى شود كه در هيچ سند ديگرى ديده نشده و بسيار بعيد مى نمايد كه كسى تمام آنها را ثابت الوثاقه بداند.