شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٥٨
حديث است، و تعداد خالص آنها (بدون تكرار) دو هزار و ششصد و دو حديث است. اگر متون احاديث تعليقى و مرفوعى را كه تعداد آن صد و پنجاه حديث است به آن اضافه كنيم، مجموعا دو هزار و هفتصد و شصت و يك حديث مى شود. نيز از مسلم نقل شده است كه كتاب او حاوى چهار هزار حديث (بدون احتساب احاديث تكرارى) و با احتساب تكرارى ها، مشتمل بر هفت هزار و دويست و هفتاد و پنج حديث است. ابو داود در آغاز سنن خود مى نويسد: «در اين كتابم چهار هزار و هشت حديث، از صحيح و يا مشابه و يا نزديك به آن را جمع كرده ام». [١] امام ابو السعادات، مبارك بن محمد بن الاثير جزرى (٦٠٦ ـ ٥٤٤ق)، تمامى احاديث صحاح را در كتاب جامع الاصول من احاديث الرسول صلى الله عليه و آله جمع نموده و تعداد آن ٩٤٨٣ حديث است. ياقوت در معجم خود مى گويد: «جزرى در آن كتاب، روايات بخارى، مسلم، موطّأ، سنن ابى داود، سنن نسائى و ترمذى را جمع كرده است. شيوه او بر اساس حروف معجم و شرح احاديث غريب و معانى و احكام آنها است و رجال آنها را نوشته است و هر چه نياز به توضيح دارد، بيان كرده است». [٢] اين بود آنچه كه در مورد كتاب كافى و جايگاه آن گفته شده است، اكنون به بررسى ميزان صحت اخبار آن مى پردازيم:
اصطلاح «صحيح» نزد قدماء و متأخرين
تقسيم حديث به اقسام چهارگانه معروف، يك تقسيم نو بوده و از زمان رجالى معروف، سيد احمد بن طاوس استاد علامه حلى و ابن داود حلى پيدا شده است. تقسيم قديم در اين باب ثنايى (يعنى معتبر و غير معتبر) بوده است و حديث صحيح، يعنى معتبر را حديثى مى دانستند كه قراين داخلى (مانند وثاقت راوى) و يا خارجى
[١] كشف الظنون (همان گونه كه در مستدرك الوسائل آمده است)، ج ٣، ص ٥٤١؛ ملاحظه كنيد فتح البارى في شرح احاديث البخارى، ج ١، ص ٤٦٥، الفصل العاشر في عدّ احاديث الجامع.[٢] مراجعه شود به مقدمه جامع الاصول، ج ١٢.