شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٢١
پس از تأليف كافى، نيازمندى شيعه به اصول اربعمأه مرتفع گرديد، زيرا احاديث آن اصول به طور مرتب و مبوب در كتاب كافى ثبت گرديده بود. ٧. كلينى خود از اصحاب اربعمأه بوده است و خدمت نواب خاص امام عصر عليه السلام شرفياب مى گرديده و از محضر خود آن بزرگوار نيز استفاده مى نموده است. علّامه تسترى رحمه الله در اين باره مى نويسد: رواه الاكمال والغيبة عن أبى نعيم الانصارى قال: كنت بالمستجار، وجماعة من المقصرة منهم المحمودى ـ الى أن قال ـ وأبو جعفر الاعور ـ الخبر. ومنه يظهر دركه شرف حضور الحجة عليه السلام . [١] در كتاب كمال الدين صدوق و غيبت شيخ طوسى از ابو نعيم انصارى روايت مى كند كه گفت: با جماعتى از مقصّره كه در ميان ايشان محمودى و... و ابو جعفر اعور نيز بودند، در مستجار بوديم ـ الى آخر خبر. از اين خبر، رسيدن كلينى به شرف حضور حضرت حجت عليه السلام ظاهر مى شود. نتيجه آن كه كلينى خود از اصحاب اصول بوده است و از امام معصوم به طور مستقيم و يا به واسطه نواب اربعه نقل روايت مى كند و با وكلا و راويان احاديث در مركز عالم اسلام در ارتباط بوده است. چنين كسى نمى تواند از اصول مورد پذيرش اماميه بى اطلاع بوده و آن اصول معتبر را در كتاب خود نقل نكرده باشد.
نتايج
١. اماميه در نقل و ضبط احاديث، اهتمامى تام داشته است. ٢. احاديثى كه مستقيما يا با يك واسطه از معصوم سماع شده و در رسائل مستقلى نگاشته شده اصول نام دارد. ٣. تعداد اصولى كه از زمان اميرالمؤمنين تا زمان امام عسكرى عليهماالسلام به نگارش درآمده، بالغ بر چهارصد اصل مى گردد. ٤. مؤلفين كتب اربعه، سهم وافرى در تبويب و تدوين اصول داشته اند.
[١] رياض العلماء، ج ٢، ص ٢٦٢.[٢] مقدمه كافى، ص ٢٧.[٣] همان مدرك.[٤] روضات الجنات، ج ٦، ص ١١٣.[٥] مستدرك الوسائل، ج ٣، ص ٥٢٦.[٦] الكافى، ج ١، ص ٨ و ٩.[٧] عدة الاصول، ج ١، ص ٣٦٧.[٨] الذريعه، ج ٢، ص ١٦١.[٩] به نقل از الذريعه، ج ٢، ص ١٥٢.[١٠] همان.[١١] همان مدرك، ص ١١٧.[١٢] مستدرك الوسائل، محدث نورى، ج ٣، ص ٥٣٨.[١٣] الفهرست، ص ١١٨.[١٤] الدرايه.[١٥] وجيزه، ص ١٨٣ و ١٨٤.[١٦] دفاع عن الكافى، ج ١، ص ٢٧.[١٧] كمال الدين، ص ٧٤٣؛ غيبت، ص ١٥٦.