شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٣١٢
استوارترين كتاب حديثى است. اين كتاب همواره مورد بهره گيرى دانشمندان بوده، استنباط معارف اسلام حقيقى در زمينه فقه، كلام، تفسير و... بدون رجوع بدان امكان پذير نيست. در سده هفتم هجرى براى نخستين بار، اشاراتى گويا به اعتبار تمام احاديث كلينى در كلام مرحوم سيد على ابن طاووس قدس سره(٥٨٩ ـ ٦٦٤) آمده است. اين بحث به روشنى در كلمات پيشينيان مطرح نشده است. با پيدايش مسلك اخبارى، اين مطلب دوباره مطرح انظار گرديد. اخباريان بر قطعى الصدور بودن يا قطعى الاعتبار بودن تمامى احاديث كتب معتبره از جمله كتاب كافى پاى مى فشردند، ايشان اين مسلك را مسلك قدما مى انگاشتند، ولى برخى از دانشمندان اصولى، چنين انتصايى را به قدما شديدا انكار مى كنند، از جمله مرحوم آيه اللّه خويى قدس سره كه در مقدمه معجم رجال الحديث تأكيد مى كند كه قدما تمام احاديث كافى را معتبر نمى دانستند. ايشان در اين زمينه به كلمات بزرگانى چون شيخ صدوق و شيخ مفيد و سيد مرتضى و شيخ طوسى استناد مى ورزند. [١] بارى، تبيين ديدگاه قدما در اين مجال به طور استقلالى مد نظر ما نيست، بلكه هدف ما از اين مقال، روشن ساختن اصل اين سخن است كه آيا احاديث كافى همگى قطعى الصدور يا قطعى الاعتبار است يا خير؟ و اساسا بحث هاى رجالى درباره رجال اسناد كافى تا چه اندازه ضرورت دارد؟ علامه محقق شيخ انصارى در مقدمه بحث از حجيت خبر واحد، به اجمال مسلك اخباريان اشاره كرده [٢] و اين نكته را افزوده است كه برخى از اصوليان نيز ديدگاه هايى نزديك به اخباريان داشته اند، از جمله برخى از معاصران (كه اشاره به محقق نراقى صاحب مستند دارد). تمام احاديث كتب معتبره را (به استثناء احاديث مخالف مشهور) معتبر مى دانند از جمله دانشمندان متأخر از شيخ انصارى، نيز برخى به اعتبار سندى احاديث كافى اصرار ورزيده اند؛ از جمله علّامه نائينى مناقشه در اسناد كافى را حرفة العاجز مى خواند. [٣]
[١] معجم الرجال، ج ١، ص ٢٦ ـ ٣٤ و ٩٢.[٢] فرائد الاصول، ج ١، ص ٢٣٩ ـ ٢٤١.[٣] معجم رجال الحديث، ج ١، ص ٨٧.