شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٣٧
باب بحار بگوييم لم يعمل مثله، معنايش اين نيست كه تمام رواياتش از ثقات است و هيچ كتاب ديگرى مثل او نيست. بلكه معناى آن اين است كه از جهت هدف علامه مجلسى قدس سره و امتيازاتى كه بحار دارد و ارزشى كه دارد لم يعمل مثله في موضوعه، لازم نيست همه امتيازات ساير كتب را مع شى ءٍ زائدٍ به بحار منتقل كنيم. كافى از لحاظ احاديث احكام و اخلاق و معارف تهيه و از لحاظ اعتبار سند و دلالت روايات خيلى مطالب ارزنده و مفيد را مى شود از آن استفاده كرد كه از اصول، كمتر مى شود آن استفاده ها را برد. از اين حيث هم مى شود گفت لم يعمل مثله وانه من اجلّ الكتب. اما تعريفات از شخص كلينى قدس سره: البته مسئله وثاقت غير از عدالت مى باشد، ممكن است شخص عادل باشد، اما ثقه و ثَبت نباشد، مى گويند در وثاقت، ضبط معتبر است. يعنى اگر خطايش بيش از حد معمول است با اين كه تعمّدِ كذب ندارد، ولى او را ثقه نمى گويند. به او در نماز مى شود اقتداء نمود و طلاق هم پيش او مى توان داد، (يعنى به عنوان اين كه شاهد عادل باشد) ولى خبرش را نمى شود قبول كرد. چون خبر روى عنوان ثقه آمد. البته عصمت لازم نيست، چون هر كسى خطا دارد. ضابط: يعنى خطايش از حد معمول بيشتر نيست، اگر اضبط گفتند، چون خطاى متعارف هم قابل تشكيك است. مثلاً در ١٠٠ مورد، يكى، دو تا، سه تا خطا، اين معمولى است. فرض كنيد كسى كه خطايش يكى است اضبط از صاحب دو تا و صاحب دو خطا اضبط از صاحب ٣ تاست. جهات راجع به خطاى شخص غير از مسئله تعمد خيلى از اوقات به عدالت مضر نيست، گاهى هم با وجود تعمد مضر به عدالت نيست. روى عناوين ثانويه جهت تقيه، ... خوف و ...، منتهى ادله تصديق عادل اين احتمالات را القاء مى كند، از كلمه ثقه و عادل مى فهميم كه خطايش از حد معمول بيشتر نمى باشد. اگر اوثق گفتيم، معنايش اين است كه هم از نظر تعمدِ خلاف و هم خطا، در متعارف هم در حدّ اعلاست. اما معناى ثقه اين است كه حرف غير ثقه، مثل ابو هريره را نقل نكند، اگر ثقه اعتمادا بر ابو هريره كه حالاتش را مى داند، حديث نقل كند، اين به عدالتش ضرر نمى زند، اما به وثاقتش ضرر مى زند. ولى اگر كسى از ابو هريره براى تأييد