شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٣٠
معروف شيعه را كه نام مى برد از قبيل شيخ مفيد رحمه الله، شهيد اول قدس سره، محقّق كركى (= محقّق ثانى رحمه الله، پدر شيخ بهايى رحمه الله، مشايخ ملّا امين استر آبادى رحمه الله كه صاحب معالم و صاحب مدارك رحمه الله و ميرزا محمد استر آبادى صاحب رجال كبير بوده اند. ملّا امين رحمه اللهمى فرمايد: مشايخ من چنين فرموده اند، مجلسى ثانى (مرحوم ملّا محمد تقى رحمه الله) از مرحوم شيخ حسن دمستانى رحمه اللهمطلبى نقل مى كند كه از علماى مهم رجال و حديث بوده اين ها تعريفاتى از كافى كرده اند كه مقتضاى آن اين است كه ديگر احتياج به لحاظ سند نداشته باشد مثل لم يعمل بمثله «لم يعمل في الاماميّة مثله يا ... في الاسلام مثله»، مراد از اين مدايح كِبَر حجم كه نيست. كِبَر حجم چندان مدح معتنابهى نيست. البته قبل از مرحوم كلينى رحمه اللهو بعد از او كتاب هايى در كِبَر حجم يا بزرگ تر از كتاب كافى نوشته شده بود مثل محاسن برقى كه اين كتاب محاسن مطبوع قطعه اى از آن است و كتاب نوادر الحكمة كه قبل از كافى مرجع بوده كه فلانى از رجال نوادر الحكمة است شبيه كافى، منتهى كافى كه تأليف مى شود آن را نسخ مى كند. نسبت به تفسير امام عسكرى عليه السلام مى گويند خيلى مفصّل بوده، از اين مدايح معلوم مى شود كه در محاسن و اتقان كافى مماثل ندارد. آن وقت به كتاب هاى تأليف شيعه رجوع مى كنيم و كافى را با آنها مقايسه مى نماييم مى بينيم كه حاوى امتيازات آن كتب است مع شَىٍ زائدٍ. اصول اربع مائه كه هيچ كس شكى در اعتبار آنها ندارد. كه اين اصول مشهور با طرق صحيحه به علما واصل شده و انتساب آن به مؤلفين از اين ناحيه مورد ترديد نبوده و بعد بين صاحبان عصر و ائمه عليهم السلام كه اين روايات از آنها اخذ شده، وسائط هم اعتبارش مسلّم بوده، قرار نبوده اصل به دست شيعه برسد و بعد برود مراجعه به سندش بكند، وقتى در اصل پيدا مى كرده، شيعه به آن عمل مى نموده، اگر بنا باشد در كافى احتياج به مراجعه سند داشته باشيم، تعبير مفيد «مِن اَجَلِّ الكتب» و به تعبير ديگران «لم يعمل بمثله» ديگر صحت پيدا نمى كند. دليل سوم: كه مدايحى از كلينى شده، محدث نورى مى فرمايد: نجاشى راجع به او تعبيرى دارد كه علامه رحمه الله هم از او پيروى كرده، در آن تعبير مى فرمايد: «اوثق الناس في