شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٦٩
داده اند». به نظر مى رسد كه شيخ طوسى تمام رواياتى را كه شيخ صدوق با همان اسناد صحيح آورده، روايت كرده است. بنابر اين هر جا شيخ در كتاب فهرست خود، خبرى آورده از برخى اصولى كه صدوق آنها را ذكر كرده است، اسناد او به اين اصول نيز صحيح مى باشد. گر چه در كتاب فهرست براى آن سند صحيحى نياورده باشد. اين مسئله دقيق و پيچيده اى است كه در مورد رواياتى كه از نوشته هاى صدوق به دست ما نرسيده، مفيد و سودمند است. علّامه مجلسى پس از نقل روايت صدوق از محمد بن مسلم مى فرمايد: «گر چه در سلسله راويان آن، فرد مجهول الهويه اى نيز داريم، اما چون كتاب مأخوذ از بسيارى كتب و اصول ديگر مشهور است، ايرادى ندارد». ٨. ائمه اطهار عليهم السلام ، كه منزلت شيعيان را به اندازه روايت كردن و درايت به خرج دادن در احاديث شان مى دانند كه خود سبب علو درجات مؤمن مى شود. علّامه مجلسى به سبب گردآورى و جمع روايات، بسيارى از روايات (مانند احاديث فضائل ائمه، ٧٣ فرقه شدن امت اسلام، تعداد جانشينان پيامبر، كسى كه علم كتاب نزد او است، اكرام ذريه نبى و...) را با اخبار اهل سنت و با ارائه شواهدى از مخالفين تأييد كرده است. هم چنين با نقل احاديث ضعيف ديگرى، سعى در تقويت و تواتر لفظى و معنوى روايات قوى داشته است. نقل اين گونه رواياتِ مؤيد به ظاهر قرآن، تأييدى بر احكام عقلى ـ كه عقل و فطرت انسان بر آن صحه مى گذارند ـ نيز مى باشد. و اين خط مشى، بدون شك تأثير مضاعفى در اطمينان شيعيان به عقايد و سلوك مذهبى شان خواهد داشت.
نتيجه:
بدين ترتيب، اعتبار كتب اربعه آشكار گرديد. اگر در آنها اخبارى است كه اصحاب به آن عمل نكرده اند يا به خاطر تقيه، و يا بنابر احتياط و دورى از مخالفت مشهور بوده است و الا كسى نمى تواند ادعاى قطع به عدم صدور آنها از معصومين عليهم السلام كند. فراموش نكنيم كه امام كاظم عليه السلام فرمود: «اگر با