شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٦٥
يعنى: هدف من در اين كتاب، آوردن تمام رواياتى كه ديگران آورده اند نيست، بلكه آن دسته رواياتى را مى آورم كه به وسيله آنها فتوا مى دهم و حكم به صحت آنها مى كنم. آيا اين سخن بدان معنى است كه كافى و ساير كتب از روايات صحيح و غير صحيح تشكيل شده باشند؟ پاسخ: چنين نيست، زيرا اين اشكال ريشه در دو توهم ديگر دارد: الف. توهم اين كه كلينى هم مورد نظر صدوق است. ب. توهم اين كه كلينى در كتابش تمام روايات صحيح و غير صحيح را آورده است. هر دو توهم باطل است و سياق كلام كلينى خلاف اين توهم را نشان مى دهد. شيخ حرّ عاملى در خاتمه وسايل در فايده ششم مى گويد: سخن صدوق طعنى بر مصنفات متعدد روايى ندارد. چون ديگران مانند شيخ طوسى از ميان آنچه آورده اند، در تعارض، يكى را ترجيح داده و به آن عمل كرده اند. و اين منافاتى ندارد با اين كه بگوييم طرف مرجوح نيز از معصوم صادر شده است. اما شيخ صدوق به ندرت روايات متعارض را در مى آورد. آنها كه تمام روايات را مى آورند، آن دسته رواياتى را كه به آن عمل نمى كنند ضعيف مى شمارند، يا به تأويل كنندگان اعتراض مى كنند. چنانچه خود صدوق در كتاب ديگرش چنين كرده است. گذشته از همه اين شواهد، ممكن است مقصود صدوق از ديگران، اعم از ثقات و غير آنها كه سخن شان مورد اعتماد نيست، باشد. ٨. شيخ طوسى در نقل احاديث از صاحبان اصول، طرق خود را ذكر كرده است. آيا اين كار، دليلى بر عدم اعتقاد او به صدور تمام روايات كتب روايى از معصومين است؟ پاسخ: چنين نيست، زيرا: اولاً اين سخن، فقط گمانى است كه راهى به حق ندارد، ثانيا كار شيخ طوسى مانند كار صدوق است. زيرا او احاديثش را از كتب مشهور و معروفى گرفته است كه مورد اعتماد و مرجع همگان است. (چنانچه در ابتداى من لا يحضره الفقيه فرموده است).