شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٦٢
انجام چنين كارى مقدور است. [١] در توضيح آيه «وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْـ?لُونَ» از امام صادق عليه السلام روايت كرده اند: «فرسول اللّه الذكر واهل بيته المسئولون وهم اهل الذكر». اگر مراد از ذكر در آيه، پيامبر باشد، پس مخاطب خداوند و مراد از ضمير كاف در دو كلمه لك و لقومك كيست؟ آيا مى توان به صدور چنين حديثى از امام معتقد شد، تا چه رسد به ادعاى قطعى بودن انتساب حديث به معصوم عليه السلام ؟ پاسخ: منشأ اشكال، اين توهم است كه امام معصوم عليه السلام درصدد تفسير منطوق و ظاهر آيه قرآن است. در صورتى كه معناى الفاظ آيه را هر آشناى به زبان عربى مى فهمد. و اين در حالى است كه به قرينه حرف فاء (در كلمه «فرسول اللّه »)، در مقام بيان نتيجه حاصله از منطوق و ظاهر آيه است. و لذا معناى آيه و حديث چنين است: اى پيامبر! قرآن براى تو و قوم (عترت) تو ذكر است و شما مورد سؤال قرار مى گيريد. و نتيجه مفهومى از منطوق آيه اين است كه چون به سبب قرآن، پيامبر در بالاترين درجات ذكر جاى مى گيرد و تمام علوم قرآن را مى داند، خودش، نفس ذكر گرديده است. همان گونه كه در قرآن مى فرمايد: «الَّذِينَ ءَامَنُواْ قَدْ أَنزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا رَّسُولًا» ، و مانند آن جا كه به خاطر برخوردارى درجات عالى عدالت و شدت آن، زيد را نفس عدالت مى دانند و مى گويند: «زيد عدل». ٣. فقهاى شيعه، روايات منقول در كافى و تهذيب را كه دلالت دارد بر اين كه ماه رمضان نقصان نمى پذيرد صادر از ائمه عليهم السلام مى دانند، اما حمل بر تقيه مى كنند. پس در كتب اربعه اگر چنين رواياتى آمده است منافاتى با صحت روايات شان ندارد. بايد دانست كه روايات فراوان با سند صحيح در كتب اربعه داريم، كه مشهورند، اما يا به دليل تقيه و يا برخلاف احتياط بودن ويا وجود اجماعى بر خلاف آن، اصحاب بدان عمل نمى كنند. و عمل نكردن اصحاب، منافاتى با حكم به صحت كتب اربعه و قطع به صدور روايات شان از معصومين ندارد. و در مقابل، چه بسيارند روايات
[١] براى تفصيل، بنگريد به كتاب اثبات ولايت، نوشته آيت اللّه نمازى، چاپ اول، ص ١٧٨ به بعد.