شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٦١
مانند كتاب الصلوة حريز بن عبداللّه سجستانى و كتاب هاى حسن بن سعيد، حسين بن سعيد، على بن مهزيار و حفص بن غياث.
فصل ششم: پاسخ به چند پرسش در مورد كتب اربعه
به عنوان مقدمه، بايد تذكر داد كه ريشه بيشتر اشكالات بر كتب اربعه به ويژه كافى، مواجه شدن با روايت و خبرى مخالف اعتقادِ به ظاهر درست افراد است و چون نمى توانند ميان گمان خويش با روايت جمع و توافقى ايجاد كنند و نهايتا رفع شبهه نمايند و از سوئى دليل صدور چنين رواياتى را نمى دانند، از سر ناآگاهى به انكار و ردّ آن اخبار مى پردازند. در اين موارد، تأمل، درنگ و واگذارى تبيين صحيح روايت به گوينده آن توصيه مى شود. چنان كه در نامه امام كاظم عليه السلام به على بن سويد آمده كه در مورد آنچه از جانب ما به تو مى رسد يا به ما منسوب مى گردد، گرچه بر خلاف نظر توست، رأى به بطلان نده. زيرا نمى دانى چرا ما آن گونه و بر چه مبنايى سخن گفته ايم. هم چنين امام سجاد عليه السلام در اين زمينه مى فرمايند كه اگر امرى براى تو روشن شده، قبولش كن، وگرنه ساكت باش تا از هرگونه ضررى سالم بمانى. زيرا چه بسيارند اشكال كنندگان بر امرى كه تا مدتى توان رفع اشكال ندارند، اما پس از پى بردن به راه حل اشكال يا ارجاع آن به داناتر از خود يا به گوينده آن، اشكال شان رفع مى گردد و چه بسيار از معتقدات استاد كه شاگرد، بنيانش را خراب مى كند. اكنون به بيان چند پرسش در مورد كافى و پاسخ به آنها مى پردازيم. ١. براساس روايات، چگونه آنچه به پيامبر صلى الله عليه و آله تفويض گرديده، به ائمه عليهم السلام نيز تفويض شده است؟ پاسخ: همان گونه كه خداوند، براى حضرت سليمان باد و حيوانات را مسخر و مطيع قرار داده و وصىّ او آصف را توانايى داده كه تخت بلقيس را در يك چشم بر هم زدن حاضر كند به طريق اولى براى پيامبر و ائمه عليهم السلام كه اشرف وارث و پيامبران اند