شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٥٦
را نوشتند، و اين كتب مرجع دانشمندان گرديدند. ١٠. سيد محسن امين نيز اصول چهارصدگانه را انتخاب شده از بيش از ٦٠٠ كتاب و نوشته در طول مدت ٢٥٠ سال مى داند. و از جمله معيارهاى اعتبار حديث را، وجود روايت در كافى و من لا يحضر مى داند. و اگر به كافى، تهذيب و استبصار اضافه شود، حديث قوى تر مى گردد. البته ايشان قانون كسب اجازه روايت در متواترات اخبار را مانند آنچه در كتب اربعه آمده است، بى فايده، و اسناد اين گونه روايات را ذكر كردن، از باب تيمن و تبرك مى داند. ١١. شيخ حر عاملى در وسايل الشيعه [١] احاديث كتب اصحاب را به سه قسم؛ متواتر، مقرون به قرينه موجب قطع به محتواى خبر، محفوف به با قرائن دالّ بر وجوب عمل به آن تقسيم كرده است. وى درباره كافى مى گويد. ثابت است كه احاديث كافى از كلينى مى باشد. و اگر مى خواست ميان صحيح و غير صحيح جمع كند، مجموعه خيره كننده و حيرت آورى مى شد. ايشان بيان شيخ طوسى در اعتماد به محتواى تهذيب و استبصار را نيز آورده اند. و در فايده نهم از فوايد خاتمه وسايل الشيعه، بيست و دو دليل بر صحت ماخذ كتب اربعه و وجوب عمل به محتواى آنها را مى آورد. در دليل بيست و دوم مى گويد: هر كس استدلال هاى اصحاب را ببيند به طور قطع مى فهمد كه اصحاب، حديث ضعيف را به دليل ضعفش به اصطلاح جديد رد نمى كند. و حتى اگر معارضى از احاديث نداشته باشد به ضعيف تر از آن نيز عمل مى كنند. به ويژه اگر مشهور به آن عمل كرده و اجماعى بر آن باشد. به علاوه اصطلاح متأخرين در ضعيف ناميدن حديث هميشه به خاطر سندش نيست. بلكه به دليل مخالفت آن حديث با مشهور يا اجماع منقول مى باشد؛ در فايده دهم به بيانى ديگر، ضعيف بودن حديث را به سبب وجود قوه معارض مى داند. نه اين كه به خودى خود ضعيف باشد. [٢]
[١] وسايل الشيعه، فايده ششم از خاتمه كتاب.[٢] براى اطلاع تفصيلى در اين مورد، رجوع شود به: مقدمه جلد اول مستدركات علم الرجال، مرحوم آيت اللّه نمازى شاهرودى.