شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٥٥
انبياء، غزوات و سنن نقل شده است. ٧. شيخ يوسف بحرانى در كتاب حدائق (ص ٣) مى گويد. احاديث در دست ما، محصول نخوابيدن چشم هايى تا سحر در تصحيح، از بين رفتن بدن هايى در تنقيح، پيمودن راه ها و سرزمين هايى در گردآورى، و دورى و هجران هايى از زن و فرزند در تمييز دادن آنها مى باشد. عادت و روش اصحاب قديم به مدت سيصد سال، ضبط و تدوين احاديث در مجالس پرسش و پاسخ ائمه عليهم السلام و مسابقه در ثبت آن اخبار به خاطر ترس از فراموشى آنها و عرضه اصول به ائمه عليهم السلام مانند كتاب حلبى، يونس بن عبدالرحمن، فضل بن شاذان، مراقبت از دروغگويان و پرهيز و اجتناب از اينها و عرضه مرويات به كتاب و سنت بوده است. به گونه اى كه هرگز مجوز نقل روايتى كه يقين به صحت آن نمى داشتند، صادر نمى كردند. ٨ . محقق داماد در كتاب الرواشح السماوية بر اعتبار و اعتماد بر اصول چهارصد گانه اى كه توسط چهارصد مؤلف از ميان چهارهزار شاگرد امام صادق عليه السلام نوشته شده است، تصريح كرده اند. ٩. مرحوم آية اللّه العظمى بروجردى در مقدمه كتاب جامع الأحاديث [١] مى گويد: تعداد جوامع حديثى در زمان امام رضا عليه السلام به چهارصد كتاب به نام اصول رسيد كه احاديث پراكنده و متفرق را در اين كتب جمع كرده اند. در بسيارى از اين كتب، احاديث فراوانى كه گروهى از فضلا از اصحاب امام رضا عليه السلام اقدام به جمع و ضبط آنها در كتاب واحدى بنمايند، نبوده است. لذا هر يك از اصحاب به تنهايى كتاب جامعى از اخبار اين اصول كه بعضا طريقى به مؤلفين آنها نيز نداشتند، نوشتند. از شاگردانشان دو نفر به نام حسن و حسين (دو پسر سعيد بن مهران) و على بن مهزيار دو كتاب در جمع احاديثى كه در كتب اساتيدشان متفرق بود، نگاشتند. و اين دو كتاب منبع و مرجع علماء ما شد، تا زمانى كه مرحوم كلينى، كافى را و شيخ صدوق كتاب هاى ديگر
[١] در باب علل اختلاف اخبار از بحار الأنوار علّامه مجلسى به تفصيل اين حقيقت آمده است.[٢] تفصيل بيشتر را مى توانيد در فايده نهم از خاتمه وسايل الشيعه (ذكر قرائن منفصل) مطالعه كنيد.[٣] جامع احاديث الشيعه، ج ١، باب ٥، در حجيت اخبار ثقات از پيامبر و ائمه عليهم السلام ، كه ١٢٠ روايت را در اين باب آورده است.[٤] وسايل الشيعه، فايده ششم از خاتمه كتاب.[٥] براى اطلاع تفصيلى در اين مورد، رجوع شود به: مقدمه جلد اول مستدركات علم الرجال، مرحوم آيت اللّه نمازى شاهرودى.[٦] وجود و اثبات صحت انتساب اين احاديث به معصوم در اصول يا كتب عرضه شده به امام عليه السلام مانند كتاب حلبى، يونس بن عبدالرحمن و فضل بن شاذان، ملاك صحت به اصطلاح قدما بوده است.[٧] مستدرك الوسائل (چاپ سنگى قديم)، ج ٣، ص ٥٣٢ ـ ٥٤٧ .