شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٤٩
اصول و فروع در اعتماد و اعتبار در جمع كردن از اصول چهارصدگانه كه همه در عصرش موجود بوده است، پر فايده مى داند. چنانچه شيخ مفيد از تمامى اين اصول كتابى به نام الجوامع فى اصول الدين نوشت. ايشان تأكيد دارند بر اين كه اصول اربعمأة و غير آن مانند كتاب زرارة و كتاب حريز و كتاب معاوية بن عمار كه اصحاب ائمه عليهم السلام نوشته اند، نزد مشايخ ثلاث موجود بوده اند. و كتب اربعه از آنها گرفته شده است. با اين تفاوت كه مرحوم كلينى در ابتداى هر حديث اسامى كسانى را كه در نقل احاديث اصول به او اجازه داده اند ذكر و بارها تكرار مى كند. مانند تكرار طريقش به كتاب معاوية بن عمار در كتاب حج بيشتر از يكصد و پنجاه مورد، يا تكرار طريقش به كتاب حسن بن محبوب در بيش از دويست مورد. گاهى نيز بدون ذكر طريق از اصل، و يا فقط از يك يا دو طريق نقل روايت مى كند. اما جناب صدوق و شيخ طوسى برخى از طريق هايشان به مؤلفين اصول را به منظور جلوگيرى از تكرار در آخر كتاب آورده اند. البته شيخ طوسى گاهى طريقش را در اول حديث به عنوان سند مى آورد و گاه، اصولاً طريقى ذكر نمى كند. و گاهى با اين كه كافى نزد او موجود بوده است، طريقش به كلينى را در اول احاديثش مى آورد. ٨. طبرى از دانشمندان قرن ششم، طريقش به صدوق را در اول احاديث منقول از صدوق مى آورد. ٩. مؤلف فلاح السائل در نقل حديث از كافى، طريق و مشايخ اجازه دهنده نقل حديث به خود را در اول احاديث ذكر مى كند. ١٠. صاحب معالم نيز همانند ايشان عمل مى كنند. ١١. شيخ مفيد نيز در امالىاش در سند آنچه از كافى نقل مى كند، ابن قولويه را به عنوان شيخ خود قرار مى دهد. ١٢. صاحب وسائل الشيعة، طريقش به روايات كتب اربعه را نياورده و در نقل حديث فقط نام كتاب را ذكر كرده است، مانند شيخ صدوق و شيخ طوسى رحمهماالله. ١٣. علّامه مجلسى در بحار نيز چنين كرده است.