شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٣٤٠
راويان ضعيف در كافى [١]
در كتاب هاى رجالى، افراد بسيارى تضعيف شده اند كه نام اكثر آنها در اسناد كافى ديده مى شود به عنوان نمونه به چند نفر اشاره مى كنيم: ـ محمد بن على صيرفى ابوسمينه، نام اين راوى كه استاد احمد بن ابى عبداللّه برقى صاحب محاسن بوده، در بيش از ٢٥٠ روايت در كافى ديده مى شود كه معمولاً با عنوان «محمد بن على» از وى ياد شده است. نجاشى درباره وى مى گويد: وى جدا ضعيف و اعتقاد وى فاسد بوده و در هيچ چيزى بر وى اعتماد نمى گردد. او به قم وارد شده در حالى كه (پيشتر) در كوفه به دروغ گويى شهره گشته بود. در قم بر احمد بن محمد بن عيسى وارد شد، سپس به غلو اشتهار يافت. لذا او را طرد كردند، احمد بن عيسى او را از قم بيرون كرد. [٢] فضل بن شاذان در برخى كتاب هاى خود نام شمارى از كذابين معروف را آورده و مى افزايد كه اشهر ايشان ابوسمينه است. [٣] ـ محمد بن موسى همدانى، نام وى در ٣٠ روايت كافى ديده مى شود. ابن وليد او را كذاب و غير ثقه خوانده [٤] بر اين باور است كه كتاب هاى خالد بن عبداللّه بن سدير و دو اصل زيد زراد و زيد نرسى را او جعل كرده است. [٥] ـ احمد بن محمد سيارى، نام وى دربيش از ٤٠ روايت كافى ديده مى شود. نجاشى وى را ضعيف الحديث، فاسد المذهب، مجفوّ الروايه و كثير المراسيل خوانده [٦] ، ابن غضائرى از او با عبارت «ضعيف متهالك غال محرف» ياد كرده از محمد بن على بن محبوب نقل مى كند كه وى به تناسخ قائل بوده. [٧] كتاب قرائات وى يكى از منابع اصلى
[١] از اينجا تا آخر مقال، از راقم سطور است و به بحث آيت اللّه والد ـ مد ظله ـ ارتباط ندارد.[٢] رجال نجاشى، ص ٣٣٢، ش ٨٩٤.[٣] رجال كشى، ص ٥٤٦، ش ١٠٣٣، و نيز براى ملاحظه ساير كلمات رجاليان درباره وى، ر. ك: فهرست شيخ طوسى، ص٤١٢، ش ٦٢٥؛ ضعفاء ابن غضائرى (مجمع الرجال، ج ٥، ص ٢٦٤).[٤] كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٢، ص٩٠، ذيل ح ١٨١٧.[٥] فهرست شيخ طوسى، ص ١٧٤، ش ٢٦٩، و ص ٢٠١، ش ٢٩٩ و ٣٠٠.[٦] رجال نجاشى، ص ٨٠، ص ١٩٢.[٧] رجال ابن غضائرى، ص ٤٠، ش ١١ (مجمع الرجال، ج ١، ص ١٤٩).