شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٣١٦
بررسى دليل اول
در بررسى اين كتاب در دو نقطه سخن مى گوييم: اول: آيا كتب معروف به اصول بى نياز از بحث سندى اند؟ دوم: آيا برفرض بى نيازى كتب اصول از بحث سندى، بايد چنين ويژگى هم در كافى موجود باشد؟ در نقطه اول مى گوييم كه مرحوم محدث نورى دليلى بر بى نيازى كتب اصول ذكر نكرده است. [١] ملاحظه عبارت شيخ طوسى در عده، برخلاف اين سخن گواهى مى دهد. وى در اثبات اعتبار خبر واحد مى گويد: والذى يدل على ذلك، إجماع الفرقة المحقة فانى وجدتها مجمعة على العمل بهذه الاخبار التى رووها فى تصانيفهم ودوّنوها فى اصولهم لايتناكرون ذلك و لا يتدافعونه حبى ان واحدا منهم اذا افتى بشى ء لا يعرفونه سألوه من اين قلت هذا، فاذا احالهم على كتاب معروف و اصل مشهور و كان راويه ثقة لا ينكر حديثه سكتوا وسلّموا الامر فى ذلك و قبلوا قوله. [٢] از اين عبارت برمى آيد كه حتى در اصل مشهور، پذيرش حديث، مشروط به اين
[١] البته ايشان در ادامه كلام خود عبارت شيخ مفيد را در رساله عدديه آورده است. در اين رساله، شيخ مفيد، راويان احاديث مطابق نظر خود را فقهاء اصحاب ائمه و «الاعلام الرؤساء المأخوذ عنهم الحال والحرام والفتيا والاحكام، الذين لا يطعن عليهم و لا طريق الى ذم واحد منهم و هم اصحاب الاصول المدونة والمصنفات المشهوره» دانسته است. محدث نورى پس از نقل اين عبارت مى افزايد: اگر كافى اجل تصنيفات باشد، قهرا بايد از «اين» اصول و مصنفات برتر باشد. اين عبارت چنانچه از كلام خود محدث نورى هم برمى آيد، مربوط به اصول و مصنفات خاصى است نه تمام اصول و مصنفات. از سوى ديگر معلوم نيست كه از اين عبارت چگونه بى نيازى سندى همان اصول و مصنفات استفاده مى گردد؟ اگر مؤلفى به جهت جمع تمام احاديث ـ مثلاً ـ احاديث غير معتبر را هم ذكر كند، آيا اين امر سبب ضعيف شمردن خود مؤلف مى گردد؟ آيا مى توان علامه بزرگوار مجلسى را به جهت نقل پاره اى روايات ضعيف در بحار سرزنش كرد و قلم به طعن و ذم وى گشود؟ قطعا پاسخ سؤال منفى است. روشنى نادرستى اين استدلال سبب شده كه آيت اللّه والد (مدظله) در درس خود از نقل و نقد اين سخن خوددارى كرده، سخن محدث نورى را بى دليل به شمار آورند.[٢] عدة الاصول، تحقيق محمدرضا انصارى قمى، ج ١، ص ١٢٦.