شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٨
هر كتابى كه در اسلام تصنيف گرديده است تقدم دارد. [١] ساير علماى اسلامى نيز از قدر و منزلت كافى و مؤلف آن ستايش ها كرده اند و مسلما كتابى با اين اوصاف نمى تواند از اصول اوليه حديث و روايات مورد اعتماد اماميه خالى باشد. علاوه بر آن شواهد و قرائنى كه بر مدعاى اخير دلالت دارد به قرار زير است: ١. كلينى (م ٣٢٩) بزرگ ترين محدث اماميه است كه قرب عهدش به اصحاب اصول بيش از ساير محدثان هم چون صدوق (م ٣٨١) و طوسى (م ٤٦٠) است و چون در مقدمه كتابش اعلام مى دارد كه مجموعه كافى را از احاديث صحاح برگزيده است [٢] و از طرف ديگر همانند ساير قدما احاديث اصول را صحيح مى شمرد. [٣] مى توان نتيجه گرفت كه اصول اربعمأه در كتاب كافى مندرج است. ٢. بسيارى از اصول شناخته شده در كتاب كافى نقل گرديده است، هم چون اصل ظريف بن ناصح كوفى كه به دفعات بر ائمه عليهم السلام عرضه شده و ايشان آن را تأييد فرموده اند. [٤] علّامه تهرانى درباره اصل ظريف مى نويسد: از اصول مورد اعتماد است و اماميه بدان نهايت اعتماد را دارد و مشايخ آن را از ظريف نقل كرده اند هم چون ثقة الاسلام كلينى كه در ابواب ديات كتاب الكافى به طور پراكنده آن را نقل كرده است. هم چنين در كافى از اصل سليم بن قيس هلالى نقل شده كه ابن نديم از آن ياد كرده است و قاضى بدر الدين سبكى (متوفاى ٧٦٩) در كتاب محاسن الوسائل فى معرفة الاوائل درباره آن گفته است: «ان اول كتاب صنف للشيعه هو كتاب سليم بن قيس الهلالى» [٥] علّامه تهرانى پس از نقل عبارات فوق مى نويسد: بسيارى از قدماء اصحاب ما هم چون ثقه الاسلام كلينى در كافى از اصل سليم نقل كرده اند [٦] . ٣. محدثان اسلامى كافى و كلينى را با عنوان جامع اصول تعريف كرده اند. مثلاً علّامه مجلسى در مقدمه مرآة العقول مى گويد: با كتاب كافى آغاز مى كنم تأليف شيخ
[١] مستدرك الوسائل، ج ٣، ص ٥٢٦.[٢] الكافى، ج ١، ص ٨ و ٩.[٣] عدة الاصول، ج ١، ص ٣٦٧.[٤] الذريعه، ج ٢، ص ١٦١.[٥] به نقل از الذريعه، ج ٢، ص ١٥٢.[٦] همان.