شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٧٢
تشخيص بدهد، بلكه بايد به كمك مرجحاتى كه امام عليه السلام فرموده است، اين كار صورت گيرد، آن جا كه مى فرمايد: «اخبار را بر قرآن عرضه كنيد، خبر موافق با قرآن را گرفته و مخالف با آن را رد كنيد» و باز فرموده است: «ترك كنيد خبرى را كه موافق عامه است، زيرا هدايت در مخالفت با آنهاست». و نيز فرموده اند: «به خبر مشهور عمل كنيد، زيرا در مشهور شكى نيست». ولى در اين باره به جز اندكى را نمى توانيم بشناسيم، از اين رو احوط و اوسع اين است كه علم اين ها را به امام عليه السلام برگردانيم و خود طبق قول امام عليه السلام كه فرمود: «بِاَيِّهِما اَخَذتُم مِن بابِ التَّسليمِ وَسِعَكُم»، عمل كنيم. از اين سخن مرحوم كلينى بر مى آيد كه خود ايشان اعتقاد جزمى به صدور تمامى اخبار كافى از ناحيه معصومين عليهم السلام نداشته است، وگرنه بيان مرجحات از قول معصوم عليه السلام لزومى نداشت. گذشته از اين، اگر واقعا خود وى اعتقاد به صحت تمامى اخبار آن داشت، اين اعتقاد با عبارت واضحى به ديگران منتقل و پخش مى شد، كما اين كه راجع به يكى از صدوق رحمه الله كه در طبقه بعد از مرحوم كلينى است، چنين اظهارنظرى رسيده است. بلكه بر صدوق لازم بود كه اخبارى را كه كلينى صحيح دانسته صحيح، و اخبارى را كه وى مردود دانسته، مردود بداند؛ زيرا كلينى از استاد صدوق محمد بن الحسن بن وليد كمتر نيست، كه صدوق در كتاب من لا يحضره الفقيه مى نويسد: «اما خبر نماز روز غديرخم و ثوابى را كه براى روزه دار در آن روز ذكر شده است، شيخ ما محمد بن الحسن آن را صحيح نمى داند، و معتقد است كه آن خبر از طريق محمّد بن موسى همدانى كه ثقه نيست، رسيده است و هر خبرى كه اين شيخ ما آن را صحيح نداند، ما آن را غير صحيح دانسته و آن را ترك مى كنيم». [١] هم چنين فرموده است: «شيخ ما محمد بن الحسن بن احمد بن الوليد ـ رضى اللّه عنه ـ نسبت به محمد بن عبداللّه مسمعى راوى حديث بدگمان بود، و علت اين كه اين خبر را در اين كتاب نقل كردم، آن بود كه در كتاب الرحمه ذكر شده بود و من آن را نزد وى خواندم و او آن را انكار نكرد و آن را براى من نقل نمود». [٢] اين ها همه اشاره به اين
[١] الفقيه، ج ٢، باب صوم التطوع وثوابه، در ذيل حديث ٢٤١.[٢] العيون، ج ٢، باب ما جاء عن الرضا عليه السلام ، من الاخبار المنثورة، ذيل حديث ٤٥.