شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٦٦
دليل ديگرى براى اثبات صحت و اعتبار احاديث كافى اشاره نموده است. عين نوشته ايشان در آن جا به اين صورت است: «شيخ محمد بن يعقوب در زمان وكلاى امام مهدى(عج) ـ عثمان بن سعيد عمرى و فرزندش ابى جعفر محمد و ابى القاسم بن روح و على بن محمد سيمرى رحمهم الله ـ مى زيسته است و فوت وى به سال ٣٢٨ در بغداد، پيش از فوت على بن محمد سيمرى (شعبان سال ٣٣٩) بود، از اين رو آثار و روايات او در زمان وكلاى امام عصر(عج) بوده است و ايشان توانسته در رابطه با صحت و سقم آنها و تصديق كتاب هايش از وكلا تحقيق كند». [١] محدث حر عاملى اين سخن را تا عبارت «فى زَمَنِ الوُكَلاء المَذكُورينَ» [٢] آورده است، با آن كه ادامه دليل بيشتر بر مراد ايشان دلالت مى كند. به هر حال، محدث نورى پس از نقل كلام سيد مى نويسد: «نتيجه سخن او اين است كه مرحوم كلينى، كتاب را بر يكى از وكلاى امام عليه السلام عرضه نموده و از آنها تأييد و حكم به صحت آن را گرفته است، و روشن است كه تأييد آنها عين تأييد امام عليه السلام است». البته اين نتيجه گيرى قطعى نيست، اما با توجه به مقدمات سخن وى، براى انسان اطمينان به مطالب آن حاصل مى شود، چرا كه مرحوم كلينى در همان شهرى كه نواب امام(عج) در آن جا بودند، عالم سرشناس، بزرگوار و مرجع علماى اماميه بود و غرض وى از نگارش آن نيز ـ همان طور كه در آغاز كتاب مى گويد ـ به دنبال تقاضايى كه از وى كرده بودند، عمل به آن كتاب در تمامى مسائل دينى بود. و گاه اتفاق مى افتاد كه شيعيان در زمان حضور او در بغداد از نواب حضرت درخواست مى كردند كه از حضرت(عج) راجع به صحت فلان حديث و عمل به آن سؤال كنند، كه در نامه هاى محمد بن عبداللّه بن جعفر حميدى و ديگران به محضر امام عليه السلام ، از اين پرسش ها فراوان به چشم مى خورد، لهذا خيلى بعيد است كه وى در طول اين بيست سال با
[١] مستدرك الوسائل، ج ٣، ص ٥٣٢، عبارت مذكور در محجه ص ١٥٩ تا عبارت «وتحقيق منقولاته» آمده است ولى عبارت «وتصديق مصنّفاته» نقل نشده است، البته اين جمله در حاشيه همين قسمت از نسخه اصلاح شده محدث نورى وجود دارد.[٢] وسائل، ج ٢، ص ٧١.