شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٦٥
صرف نظر كرده و وى را تضعيف مى كنند، وى داراى چند كتاب است». نجاشى در ادامه مى نويسد: «من او را ديدم و روايات بسيارى از او شنيدم، اما خودم مستقيما از او نقل نمى كنم، بلكه با واسطه از او روايت نقل مى كنم». [١] با وجود اين، نهايت چيزى كه در اين جا مى توان گفت اين است كه مرحوم كلينى در كتابش مستقيما فقط از ثقات نقل كرده، اما با واسطه ـ هم از ثقه و هم از غير ثقه ـ نقل كرده است، اما اين كه شخصى ملتزم باشد تا روايتى نقل كند كه تمامى راويان سلسله سند آن ثقه باشند، چنين چيزى در مورد كسى جز كسانى كه به اين امر معروف اند، مثل ابن ابى عمير، صفوان و بزنطى ثابت نشده است. خامسا. اين كه تأليف كتاب كافى، بيست سال به طول كشيده است، فقط به خاطر تشخيص صحيح از غير صحيح و جمع آورى روايات مورد وثوق نبوده است، بلكه اين امر يكى از اهداف ايشان بوده است و لذا اهداف ديگرى هم در ميان بوده، مانند تلاش در جهت دست يابى به نسخه هاى صحيحى كه نزد مشايخ خوانده و يا از آنها شنيده شده بود و نيز انتخاب صحيح از غلط، و اصح از صحيح، و دقت كافى در مضمون حديث و قرار دادن آن در باب مناسب خود و ديگر عوامل وقت گير در آن زمان كه امر تأليف كار آسانى نبود، و اين طور نبود كه كتاب هاى چاپى، در دسترس و موجود باشند؛ البته با وجود اين، هدف ايشان مجرد جمع آورى حديث بدون دقت در جهات مختلف مثل ملاحظه اسناد و متون نبوده است، ولى اين گونه هم نبوده كه اصلاً محتاج بررسى اسناد نباشد. به هر حال كتاب كافى با همه جلالتى كه دارد، يك كار فردى بوده و ممكن نيست خالى از خطا و لغزش باشد، و زحمات زياد كلينى مورد سپاس است و همگان بدان نياز دارند، ولى با اين حال نمى شود تنها به كافى كفايت كرد.
وجه سوم: وجود مؤلف در عصر غيبت صغرى
سيد على بن طاووس در كشف المحجّة در اثبات اعتبار وصيت معروف امام على عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام كه از كتاب رسائل الائمة كلينى نقل كرده است، به
[١] فهرس النجاشى، شماره ١٠٥٩.