شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٦٣
از اين رو هر كمالى كه فرد فرد آنها دارند، ايشان همه آنها را يكجا دارند و لذا اگر وى با امثال بزنطى و جعفر بن بشير مقايسه شود، قهرا بايد گفت: مشايخ كلينى از ثقات بودند و اگر با طاطرى و اصحاب اجماع مقايسه كنيد، ناچاريم احاديث وى را صحيح بدانيم و بگوييم: احاديثش را از كسانى كه هم خودشان بوده اند و هم احاديث آنها، مورد وثوق است، اخذ كرده است. نجاشى پس از توصيف وى به اوثقيت، مى گويد: «وى كافى را در بيست سال نوشت». روشن است كه ذكر اين مدت براى اثبات اَثْبَت بودن او در تنقيح اخبار است و غرض او مجرد جمع آورى اخبار پراكنده نبوده است، زيرا اين كار محتاج بيست سال تحقيق نيست. بديهى است كه صرف اين مدت براى به دست آوردن اخبار صحيح و قابل اعتماد و نيز جمع آورى اصول و كتب معتبر و اتصال به سند به صاحبان آنها از راه هاى معتبر و توجه به متون احاديث و تصحيح و تنقيح آنها، لازم و ضرورى است. نكته ديگرى كه از تعبير اوثق و اثبت بودن استفاده مى شود، اين است كه وى مبرّا از نواقص و عيوب بعضى از راويان (كه عامل تضعيف احاديث آنها مى شود) مى باشد، مانند نقل روايت از راويان ضعيف، مجهول، و از كسى كه با او ملاقات نداشته، و نيز سوء ضبط، اضطراب در الفاظ حديث، اعتماد به مراسيلى كه وثاقت افرادى كه نام آنها در سند روايات افتاده است ثابت نشده است، و امثال اين امور كه با عدالت منافاتى ندارد، ولى با قوه ثبت و وثاقت جمع نمى شود. [١] ما كلام محدث نورى را با آن كه طولانى بود، به دليل اين كه حاوى فوايد و نكات بسيار است، نقل كرديم، با اين حال نتيجه اى كه ايشان از اين سخنان گرفته اند، به چند دليل اشتباه است: اولاً. لفظ اوثق اسم تفضيل از وثاقت است و مراد از آن اجتناب از دروغ است كه ناشى از عدالت و ورع شخص مى باشد، همان طور كه لفظ اَثْبَت، اسم تفضيل از وثاقت است و مراد از آن لغزش و خطاى اندك و ندرت اشتباه است، پس اگر شخص
[١] مستدرك الوسائل، ج ٣، ص ٥٣٤ ـ ٥٣٥.[٢] فهرس النجاشى، شماره ١٠٥٩.