شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٤٦
تأليف كلينى راضى بوده اند. راضى بودن به تأليف كتاب غير از اين است كه مطالب كتاب همه اش مطابق واقع است يا قطعى الصدور است، مگر همه مطالب كتاب جواهر مطابق واقع است، تا ائمه اطهار عليهم السلام راضى نباشند، شيعه به جواهر و كافى محتاج است، مرحوم مجلسى رحمه الله تعبير به كلمه اخبار دارد، ظاهرا مقصودش رضايت به نقل حديث از اين هاست. با اين كه مجلسى در قسمت بيان در بحار، بعض احاديث را مخصوصا در سماء و عالم رد مى كند و مى فرمايد درست نيست، معذلك ائمه عليهم السلام به اخبار او راضى بوده اند. اما ما مى توانيم ظن پيدا كنيم كه ائمه عليهم السلام به اين كه به همه منقولات كتاب كافى عمل كنيم راضى هستند. وجه ديگر: شهادت خود كلينى به صحت كتابش مى باشد. و شهادت او با مقدماتى كه مرحوم نورى آورده، وثاقت مشايخ هم استفاده مى شود بالمعنى الاعم، راجع به اعتبار كافى، وحيد بهبهانى قدس سرهنوشته كه همراه كتاب عُدة الاصول طبع ايران، چاپ شده، در اجتهاد كه حاجى نورى دنبال كرده، اشكال و مناقشه مى كند. تصريح كلينى به صحت و اعتبار كتابش، دليل چهارم است كه عمده هم همين است. (دو جهت و مطلب بايد بحث شود). ١. آيا حكم كرده يا نه؟ ٢. و اگر كرده حجت است يا نه؟ ملا محمد امين استرآبادى خيال كرده كه چون حكم كرده پس بايد آن را قطعى الاعتبار بدانيم، وحيد بهبهانى رساله اى دارد به نام الاجتهاد والاخبار، در قرآن مفصلاً كلام ملا امين را رد مى كند. بعض المجازفين كه مجلسى در بحار تعبير مى كند به احتمال قريب همين مرحوم استرآبادى است، گر چه محدث نورى او را ملا خليل قزوينى رحمه اللهمى داند، ملا امين طبقتا بر ملا خليل تقدم دارد و اصل مطلب شايد از او باشد. و او تندى خاص و حملات شديدى نسبت به مجتهدين دارد، لذا تعبير بعض المجازفين نسبت به او انسب است. (نقل عبارت كلينى در مقدمه كتابش به آن طرف كه از او درخواست كرده كه كتابى برايش بنويسد كه كافى باشد و مشكلات دينى را حل كند). «مراد تو حاصل شد». وقلت انك تحب عندك كتابٌ كافٍ بجمع جميع فنون علم