شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٤٣
است، صدوق رحمه الله در كمال الدين [١] مى فرمايد: در نيمه شعبان ٣٢٩ق بوده، محتمل است در ٣٢٨ق بوده. وفات كلينى هم اقوى اين است در ٣٢٩ق بوده، پس اين كه مسلّم گرفته اند و مدرك براى استنتاج سيد و بعض تفريعات مرحوم نورى گرفته اند كه وفات كلينى مقدم بر وفات سيمرى بوده ثابت نيست و تأخر وفات كلينى از سيمرى احتمال خيلى بعيدى نيست. كه انسان اعتنا نكند. پس با اين بيان، اعتبار رسائل الائمّه را نمى توانيم اثبات كنيم. و با همين بيان تأييدى كه مرحوم نورى كرده بود، كه شاگردان بزرگش، كتابش را روايت كرده اند و با آن همه زحمت آن را استنساخ نموده اند، مخصوصا أبو غالب زرارى، چطور بر نُواب عرضه نكرده، از اين بيان جواب اين اشكال داده مى شود كه ممكن است امثال اين شاگردان موقعى كه اخذ حديث مى كرده اند سيمرى وفات كرده بود، چون تاريخ وفات كلينى، احتمالى است كه بعد از سيمرى بوده و تاريخ قرائت اين ها هم درست نيست كه بگويند وقتى در حضور كلينى رفته بوده اند، چرا تماس نگرفته اند، چون ممكن است كه آن وقت نُواب نبوده اند. مى ماند خود كلينى كه فرمودند ٢٠ سال كتاب را نوشته و زحمت كشيده، اين مقدمات از جهاتى مورد اشكال است. اين كه مرحوم شيخ حُر فرموده، از نُواب اربعه، روايت نقل نموده، براى نمونه حتى يك روايت هم نديده ايم. نه در كتب اربعه و نه در غيرها، از كجا اين مطلب را فرموده؟! از روى حدس، ظاهر مطلب اين است. در معجم الرجال كه مأخذ روايات را نقل مى كند، جامع الرواة، مشايخ را ذكر نمى كند، از اين جهت ناقص مى باشد. ولى شاگردان را ذكر مى كند، ترجمه سيمرى، محمد بن عثمان، حسين بن روح، عثمان بن سعيد، هيچ روايتى كلينى از آنها نكرده، بلى روايتى مع الواسطه كه دلالت دارد كه حضرت عسكرى عليه السلام محمد بن عثمان و عثمان بن سعيد اعتماد داشته، اين كه مى گويند شيخ اصحاب در بلد نُواب نبوده، آن طورى كه مرحوم نورى فرموده، كلينى در رى بوده، نجاشى كه ترجمه حال او را مى نويسد، مى گويد: «شيخ اصحابنا بالرّى». نه به بغداد، در رى كافى را تأليف كرده، منتهى عواقب عمر به
[١] گاهى اكمال الدين گفته مى شود. غلط است، صحيح آن «كمال الدين وتمام النعمة» مى باشد.