شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٣٩
بلاواسطه را اشكال كنند، همين احمد بن محمد بن عيسى اشعرى قمى كه معروف است و مى گويند برقى را از قم بيرون كرد به خاطر نقل روايت از ضعفا، اگر اين نسبت درست باشد، بيرون كرده، ولى براى اين جهت معلوم نيست بوده، خود او از پدر برقى محمد بن خالد حديث نقل مى كند با اين كه درباره او گفته اند يروى عن الضعفاء، اگر بناى محدثين اين جور بوده كه هم شيخ بلاواسطه شان ثقه باشد و هم شيخى را انتخاب كنند كه لا يروى عن الضعفاء، پس خوب بود كه احمد بن محمد بن عيسى، محمد بن خالد را به عنوان شيخ اخذ كند، و حال آن كه او را به عنوان شيخ حديث اخذ كرده، و هو يروى عن الضعفاء، محمد بن احمد بن يحيى بن عمران الأشعرى صاحب كتاب نوادر الحكمة كه قبل از تأليف كافى، كتاب معروف و معتبر شيعه همين كتاب بوده، از او چقدر اشخاص نقل حديث نموده اند با اين كه راجع به او گفته اند يروى عن الضعفاء ويعتمد المراسيل، چقدر اشخاص ثقات از او نقل حديث كرده اند، مثل سعد بن عبداللّه اشعرى، او را هم شيخ اخذ كرده اند. دروغگو را شيخ اخذ نمى كردند، اگر خود شخصِ ثقه بود، ولى يكى از مشايخش غير ثقه بود، اين سبب نمى شد كه اين فرد ديگر براى او به عنوان شيخ اخذ نشود. نه نجاشى و نه هم ساير محدثين رسم شان اين نبوده، اين كه همه وسائط ثقه باشد تا به معصوم برسد، اين را حتى نسبت به صفوان و بزنطى و ابن ابى عمير و امثالهم نمى توانيم چنين ادعايى را بگوييم وسيأتى بحثه انشاء اللّه تعالى ولو از ظاهر بعض عبارات استفاده بشود كه شيوخ آنها مع الواسطه از ثقات اند ـ خلاصه اگر بخواهيم تمام روايات كلينى را معتبر كنيم، متوقف است بر اين كه بگوييم يكى از امتيازات محدثين اين بوده كه تا آخر، وثاقت همه مشايخ را در نظر ـ مى گرفته اند. اين را نمى توانيم درباره هيچ كدام از محدثين به عنوان امتياز بگوييم. شرط وثاقت شيخ، ضعيف نبودن نيست، اين را هيچ كس نگفته، ثقةٌ الّا انه يروى عن الضّعفاء. فرضا اگر معمولاً محدثين ثقات به حسب معمول اجتناب كنند از بلاواسطه اجتناب مى كنند نه از مع الواسطه، مثل نجاشى، حتى بلاواسطه با وثاقت ـ منافات ندارد. منتهى نوعا اين كار را نمى كردند كه شاگردى پيش دروغگو بكنند. تمام