شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٣٨
مطلب يا احتمال تسامح در ادله سنن (و مكروهات) مطلبى نقل مى كند، جهاتى كه منظور است، اين هيچ وقت به وثاقت مضر نيست، اين كه حاجى نورىّ رحمه الله به علامه مجلسى رحمه الله اين همه فوق العاده اعتماد دارد، بايد گفت مرحوم مجلسى ثقه و متثبّت نيست، چون در بحار غثّ و سَمين و همه چيز را نقل كرده، اين مطلب چه ربطى به وثاقت او دارد، مسئله وثاقت اين است كه خودش در نقليّات خلاف نگويد، مرحوم مجلسى ديده، كتب شيعه از بين مى رود، فرموده، اين كتب را تأليف كردم تا كتب و نُسَخ از بين نرود، و بعد روى نسخ تحقيق و تهذيب شود، به تعبير مرحوم آقاى زنجانى رحمه الله يك كتابخانه تأليف كرده با ترتيب، (و به تعبير امام خمينى رحمه الله در كتاب كشف الاسرار، يك كتابخانه ٤٠٠ جلدى درست كرده). همان طور كه يك حديث در يك كتابخانه دليل بر اعتبار آن نيست، همين جور صحيح نبودن حديثى، نقطه ضعفى براى مؤسس كتابخانه نيست يعنى كتابخانه حديثى، مرحوم مجلسى قدس سرهدر حدّ اعلاى وثاقت مى باشد، امكان دارد راجع به او بگوييم كه اوثق الناس است. با اين كه رواياتى نقل فرموده كه خودش هم بر طبقش فتوا نداده، اين كه محدث نورى در ضمن بيانات شان داشتند كه نجاشى فرموده، ديدم اصحاب ما ظاهرا ابو المفضّل شيبانى را تضعيف مى كنند، من از او نقل نكردم، اجتناب نمودم، بيواسطه از او نقل نكردم، مع الواسطه از او روايت نقل نمودم. در همان جا جمله اى هست كه فرمايش مرحوم نورى را ابطال مى كند، يك مسئله اين است كه اشخاص بلاواسطه از ضعفا اخذ حديث مى كردند، يمكن أن نقول: ثِقات متعارف شيخ خود را كه اكثار حديث بكند، نه احيانا يك حديث نقل بكند، شخص ضعيف قرار نمى دادند. اين خلاف متعارف بوده، اين را از موارد مختلفه مى شود استفاده نمود. ولى شيخِ شيخ (وسائط) يكى از مشايخش از جمله ضعفا بوده، ولى خودش ثقه بوده، پيش او درس نخوانده، يك چنين بناى نبوده كه همه مشايخ را تا آخر در نظر بگيرند كه هم خودش بايد ثقه باشد كه از ثقه نقل كرده باشد تا به معصوم متصل شود. اين طور نيست. نقل روايت بلاواسطه با مع الواسطه تفاوت دارد. علمايى كه مقيد بوده اند، اخذ حديث كردن