شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٣٦
قبل قوله وسكتوا عن هذا القيد وكان راويه ثقةً...، معلوم مى شود كه نفس بودن اصل، اشكال را حل نمى كند كه به جاى ديگر مراجعه كنند. اين جمله شيخ در رسائل (شيخ انصارى رحمه الله) و جاهاى ديگر هم نقل شده و اين كه فرموده كه كلينى ٢٠ سال زحمت كشيده ...، البته شك نيست كه بيشتر از جمع آورى حديث، جهات ديگر هم بوده صِرف برف انبار كردن مطالب نبوده، خود جمع آورى و تهيه كتب حديث براى افراد فرق مى كند. ممكن است براى يك نفر ظرف مدت ٢ سال جور شود كه براى ديگرى در مدت ٢٠ سال هم جور نشود. اولاً افراد متفاوت اند. اگر گفتيم فلانى ٢٠ سال زحمت كشيده، اين دليل نمى شود كه همه كس هم بايد ٢٠ سال زحمت بكشد. ملازم نيست. حاج ميرزا حسين نورى رحمه اللهخيلى كتابخانه مُعظَمى داشته كه در اختيار ديگران نبوده، روى اين جهت مى فرمايند در عشر ٢٠ سال هم مى شود چنين كتابى نوشت، و ما نمى دانيم در آن وقت به چه نحو بوده؟ آيا امكانات و وسائل در اختيار او بوده، فقط او محتاج به لحاظ سند بوده؟ حالا فرض مى كنيم كه همه امكانات كامل هم در اختيار او بوده، در اول شروع به حديث همه وسايل در اختيارش بوده، ولى يكى از چيزهايى كه احتياج به طول زمان دارد مسئله تهيه نُسَخ مصحَّحه كتب است. تنظيم ابواب، ذكر روايات در ابواب مناسب، فهم احاديث، مقابله نُسَخ، بايد در اين قسمت مجتهد باشد. اگر تبويب ابواب كافى با صحيح بخارى مقايسه شود، معلوم مى شود كه كلينى چقدر روايات را در ابواب مناسبه آورده كه بخارى رعايت نكرده، خود تبويب كارى است قابل ملاحظه، با اين قراين بخواهيم استدلال بر اعتماد كافى بكنيم، صحيح نيست، اين كه خواستند بگويند اصول احتياج به حصول سند ندارد، پس كافى بالفحوى احتياج به لحاظ سند ندارد، اين هم صحيح نيست چون اگر گفتيم كتابى اَجَلّ از كتاب ديگر است يا شخصى اعلم از شخص ديگرى است معنايش اين نيست كه هر سوادى او دارد اين هم دارد مع شى ءٍ زائدٍ، اگر كتابى ٥ امتياز و كتابى ديگر ١٠ امتياز دارد، اين كتاب از كتاب ٥ امتيازى رجحان دارد، لازم نيست كه اين كتاب همان امتيازات را داشته باشد با امتيازات ديگر، لم يعمل مثله در هدفى كه كلينى در نظر گرفته، اگر در