شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٣٤
براى او هم باشد. نقاط ضعف بعض محدثين مثل يروى عن الضعفاء ويعتمد المراسيل، اين معنى در او نيست يا روايت ضعيف را متوجه نباشد، روى عدم خبرويت و تخصص در فن رجال، ضعيف را صحيح و غثّ را سمين خيال كند. البته اين ضعف به عدالت ضرر نمى زند، ولى به وثاقت مضر است. اين نقطه ضعفى درباره بعض محدثين است. از اين مدايح معلوم مى شود اين نقاط ضعف در كلام كلينى است. يكى از مثال هايى كه زده اين است كه خود نجاشى مى گويد، فلان كس را ديدم اصحاب تضعيفش مى كنند، لذا از او اجتناب كردم. اين امتياز احتياط براى نجاشى هست. نجاشى راجع به كلينى مى گويد اوثق الناس بوده، لذا همه اين مدايح براى او ثابت مى شود، اعتبار فعلى و قطعى الصدور بودن كتاب كافى را نمى خواهيم اثبات نماييم. اعتبار ذاتى كتاب كه اگر در زمان با چيز ديگرى معارض نشد، اين كتاب را مى خواهيم بگوييم معتبر است كه از آن مجموعه مدايح كتاب و مؤلفش شده، اين معنى استفاده مى شود. مبناى محدث نورى رحمه الله در باب حجيت خبر واحد اين است كه بعضى آن را حجت نمى دانند، فعلاً معاصرين فى الجمله آن را حجت مى دانند كه در شرايطش اختلاف نظر است. بعضى قائل اند كه راوى اش بايد امامى عادل ثقه ثَبت باشد. بعضى ثقه ثبت بودن را كافى مى دانند و بعضى موثوق الصدور بودن، مطلق خبر اطمينانى را مى پذيرند و بعضى هم روى مبناى انسداد مشى كرده اند و توسعه داده اند، مطلق ظنون را خواسته اند بپذيرند، ولى تلاش مى كند با اين بيانات اثبات بكند شرط خبر واحد را، ثقه بودن راوى بالمعنى الاعم مى داند نه عدل امامى، صدوق باشد، عدل امامى باشد يا نباشد و روايتش هم موثوق الصدور باشد، اگر روايت مقطوع الصدور باشد، اما راوى ثقه و صدوق نبود، اين روايت كفايت نمى كند، ولو روايت اطمينان آور باشد. با اين بيانات، هم خود راوى و هم مؤلف كتاب ثقه ثبت است و هم روايات را كه در كتاب ايداع نموده، اطمينان به صدور مى آورد. و ما در حجيّت ذاتيه خبر غير از اين نمى خواهيم كه راوى داراى اين مزيت باشد و به رواياتش هم اطمينان به صدور داشته باشيم و با اين قراين اثبات مى شود. حالا ببينيم اين مطلب صحيح است و با