شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ١٣
مرحوم محقق بعد از كلام فوق مى گويد: از شاگردان حضرت جواد عليه السلام دانشمندانى بودند، از قبيل: حسن بن سعيد، برادرش حسين بن سعيد، احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى، احمد بن محمد بن خالد برقى، شاذان ابوالفضل قمى، ايوب بن نوح بن دراج، احمد بن محمد بن عيسى و غير آنها كه اگر بخواهيم ايشان را نام ببريم به درازا خواهد كشيد. كتاب هاى ايشان هم اكنون بين اصحاب منقول است و بر علم ناب ايشان دلالت دارد. [١] ٥. شهيد اول (مقتول به سال ٧٨٦ هجرى) ـ بنابر نقل صاحب وسائل الشيعة از كتاب الذكرى ـ در اين باره كلامى مشابه سخن محقق دارد. شيخ حر مى نويسد: شهيد در كتاب ذكرى درباره وجوب پيروى از مذهب اماميه وجوه متعددى را ذكر مى كند، از جمله: اتفاق امت بر طهارت ائمه اثناعشر عليهم السلام و شرافت اصل و نسب و ظهور عدالت ايشان است كه شيعه به حد تواتر از ايشان نقل مى كند و راهى براى انكار باقى نمى ماند، تا آن جا كه از پاسخ سؤالاتى كه از حضرت صادق عليه السلام مى شد، چهارصد رساله تأليف نمودند و از شاگردان معروف آن حضرت، نام چهار هزار نفر كه اهل عراق و حجاز و خراسان و شام بودند تدوين گشت. و همچنين از حضرت باقر عليه السلام نيز روايت نمودند. رجال ساير ائمه عليهم السلام نيز معروف و مشهورند و كتاب هايى تأليف نمودند كه نام بسيارى از ايشان را علماى عامه در كتاب هاى رجال خود آورده اند. [٢] ٦. محقق داماد (م ١٠٤٠ يا ١٠٤١) در كتاب رواشح مى نويسد: مشهور اين است كه اصول اربعمأة تأليف چهارصد مؤلف از اصحاب حضرت صادق عليه السلام مى باشد، بلكه در مجالس اخذ و سماع و روايت از آن حضرت و رجال آن امام، حدود چهار هزار نفر بودند و كتب ايشان بسيار است... اما آن مقدار كه اعتبار آنها مستقر و ثابت است، تعديل بر آنها انجام مى گيرد و اصول ناميده مى شود، همين اصول چهارصدگانه است. [٣]
[١] همان مدرك، ص ٧٣.[٢] همان مدرك، ص ٧٧.[٣] الذريعه الى تصانيف الشيعه، ج ٢، ص ١٢٠ ـ ١٣٠.