شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٣٢٢
مطلبى بيش از صدق گفتار راوى نظر داشته باشد. [١] اعتبار تمام روايات راوى و عدم ملاحظه واسطه سند ـ از شخص متصف به اين وصف تا معصوم عليه السلام ـ از اين عبارت استفاده نمى شود. تفصيل بيشتر اين بحث را نيز به مباحث مربوط به بررسى اصطلاحات جرح و تعديل واگذار مى كنيم. در مرحله دوم هم مى گوييم كه وصف اوثق بودن كلينى، دليل بر اين نيست كه كلينى بايد تمام اوصاف و مزاياى ديگر مردمان را در امر حديث دارا باشد. بلكه همين مقدار كه مجموع مزاياى حديثى وى بر مجموع مزاياى ديگران ترجيح داشته باشد، براى اطلاق اين تعبير كفايت مى كند، هر چند برخى امتيازى را دارا باشند كه كلينى از آن برخوردار نباشد.
دليل سوم
تأليف كتاب كافى به تصريح نجاشى، بيست سال طول كشيده است. نجاشى در عبارت خود به اعتبار احاديث كافى نظر دارد و اگر كلينى به اعتبار تك تك روايات كتاب خود نظر نداشت، نياز به اين زمان طولانى براى تأليف كتاب نبود.
بررسى دليل سوم
اين مطلب درست است كه كلينى در تأليف كافى، تنها به جمع آورى احاديث نمى انديشيده، بلكه فى الجمله به اعتبار احاديث هم نظر داشته است؛ ولى اين امر دليل بر اعتبار تمام احاديث كافى نيست، مدت زمان طولانى تأليف كتاب هم دليل بر اين امر نيست، زيرا: اولاً: امكانات كلينى و ميزان كتاب هاى در دسترس وى معلوم نيست و چه بسا
[١] به نظر مى رسد كه كلمه صحيح الحديث مترادف درست گفتار است. مراد از حديث دراين عبارت كلام معصوم عليه السلام نيست. بلكه به معناى لغوى آن يعنى گفتار به كار رفته است. حديث هر فرد، سخن مستقيم اوست نه سخن معصوم عليه السلام را كه با واسطه نقل مى كند. بنابر اين اگر مثلاً ابن ابى عمير بگويد: حدثنى معاوية بن عمار بن ابى عبداللّه عليه السلام انه قال...، حديث ابن عمير چيزى جز تحديث معاوية بن عمار نيست و درستى آن به اين است كه واقعا معاوية بن عمرا چنين مطلبى را گفته باشد، اما آيا معاوية بن عمار راست گفته يا خير؟ از مفاد اين كلام بيرون است. در بحث اصحاب اجماع توضيحاتى گويا در اين زمينه آمده است.