شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٥٠ - ٤٠٩١ اذا صعدت روح المؤمن الى السماء تعجبت الملائكه و قالت عجبا كيف نجا من دار فسد فيها خيارنا
دل ايشان در دوستى آن زن اين كه وضع كردند راهها از سحر آنچه متداول كردهاند آن را بر اهل آن ناحيه، فرموده امام ٧: كه پس مخير ساخت ايشان را خداى عز و جل ميانه عذاب دنيا و عذاب آخرت پس گفت يكى از ايشان برفيق خود كه: بهره مىگيريم از شهوتهاى دنيا چون آمدهايم بسوى آن تا اين كه بگرديم بسوى عذاب آخرت؟! پس گفت آن ديگر كه: بدرستى كه عذاب دنيا مر آنراست بريده شدن و عذاب آخرت نيستشدنى از براى آن و نيست سزاوار بما اين كه اختيار كنيم عذاب آخرت پاينده سخت را بر عذاب دنياى بريده شونده نيست شونده، پس اختيار كردند هر دو عذاب دنيا را و بودند چنين كه تعليم مىكردند مردم را سحر در زمين بابل، پس چون تعليم كردند مردم را سحر بالا برده شدند از زمين بسوى هوا، پس آنها معذبند و سرازير آويخته شدهاند، معلقند در هوا تا روز قيامت، و روايت كرده در تفسير عياشى از ابى طفيل كه گفته: بودم در مسجد كوفه كه ابن كوا سؤال كرد از حضرت امير المؤمنين صلوات الله و سلامه عليه چيزى چند پس خبر داد آن حضرت او را پس گفت كه: خبر ده مرا از اين ستاره سرخ يعنى زهره، فرموده آن حضرت كه: بدرستى كه خدا مطلع گردانيد فرشتگان خود را بر خلق خود و حال آنكه ايشان بر معصيتى بودند از معاصى او، پس گفتند دو فرشته، هاروت و ماروت كه: اينها كه خلق كردى پدر ايشان را بدست خود و سجده فرمودى از براى او فرشتگان خود را عصيان تو ميكنند ...! حق تعالى فرمود كه شايد كه شما نيز اگر مبتلا شويد بمثل آنچه مبتلا گردانيدهام ايشان را بآن عصيان من كنيد چنانكه عصيان كردند ايشان مرا، گفتند: نى فسم بعزت تو، آن حضرت فرمود كه: پس مبتلا گردانيد خدا ايشان را بمثل آنچه مبتلا گردانيده بود بآن بنى آدم را از شهوت، پس امر كرد ايشان را باين كه شريك نگردانند با او چيزى را، و نكشند نفسى را كه حرام گردانيده خدا، و زنا نكنند، و نياشامند شراب، پس فرو فرستاد ايشان را بسوى زمين، پس بودند كه قضا مىكردند ميانه مردم، اين در ناحيه و آن در ناحيه ديگر،