شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤١٤ - ٤٩٣٧ حديث كل مجلس يطوى مع بساطه
٤٩٣٥ حفت الدنيا بالشهوات، و تحببت بالعاجلة، و تزينت بالغرور، و تحلت بالآمال.
فرو گرفته شده دنيا بخواهشها، و دوستى كرده بلذتهاى حاضر، و آرايش يافته بفريب، و زيور كرده باميدها. «دوستى كرده بلذتهاى حاضر» يعنى با مردم دوستى ميكند و ايشان را دوست خود ميكند بسبب لذتهاى حاضرى كه دارد.
و «آرايش يافته بفريب» يعنى زينت يافته در نظر مردم بسبب فريبها كه ايشان را مىدهد بوعدهاى دروغ. و «زيور كرده باميدها» بمنزله تأكيد و بيان آنست.
٤٩٣٦ حاربوا انفسكم على الدنيا و اصرفوها عنها، فانها سريعة الزوال. كثيرة الزلزال[١]، و شيكة الانتقال.
جنگ كنيد با نفسهاى خود بر سر دنيا، و برگردانيد ايشان را از آن، پس بدرستى كه آن تند زوال بسيار بلاهاى شتابان انتقال است. «پس بدرستى كه آن» بيان علت امر بجنگ كردن با نفسهاست بر سر آن و برگردانيدن آنها از آن و آن اينست كه دنيا بزودى زايل مىشود و بلاهاى آن بسيار است، و انتقال آن از هر كسى شتابان است و بزودى واقع مىشود، پس قابل آن نيست كه كسى فريفته آن شود و آنرا مانع از سعى از براى آخرت گرداند كه پاينده و دائم است. و ممكن است كه «زلزال» بمعنى حركت باشد نه بلاها و ترجمه اين باشد كه: بسيار حركت است، يعنى حركت آن بسيار است، بسبب اين كه هر چند روز از كسى بكسى حركت ميكند و انتقال مىيابد و بنا بر اين حاصل هر سه وصف يكيست و غرض تأكيدست.
٤٩٣٧ حديث كل مجلس يطوى مع بساطه.
سخن هر مجلسى در نور ديده مىشود با بساط آن. يعنى چنانكه بساط آن بزودى
[١] - شارح( ره) در حاشيه نسبت باين كلمه بخط خود چنين نوشته:« زلزال بمعنى بلاها بفتح زاست، و بمعنى حركت بكسر زا، و بفتح آن و ضم آن نيز آمده، منه».