شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨٥ - ٣٨٩٤ انما الكيس من اذا اساء استغفر و اذا اذنب ندم
بدرستى كه نيست دنيا مگر متاع روزى چند اندك بعد از آن زايل مىشود چنانكه زايل مىشود سراب، و گشوده مىشود چنانكه گشوده مىشود ابر. «متاع» بمعنى منفعت است يا چيزى كه بآن بهره مند گردند و «سراب» آن است كه در بيابانها در نيمه روز مىنمايد كه گويا آب است.
٣٨٩١ انما البصير من سمع ففكر و نظر فابصر و انتفع بالعبر.
بدرستى كه نيست بينا مگر كسى كه بشنود پس تفكر كند، و نگاه كند پس ببيند و نفع يابد بعبرتها يعنى آنچه بشنود از مسائل و علوم بلكه از غير آنها نيز تفكر كند در آن و استنباط كند از آن علومى ديگر كه استنباط توان نمود از آن، و «نگاه كند پس ببيند» يعنى ببيند آن را حقيقت ديدن و آن اين است كه پى برد از آن به آن چه پى توان برد از حقايق و دقايق. و «نفع يابد بعبرتها» يعنى از چيزها عبرت گيرد و عمل كند بآن عبرتها مثل اين كه هر چه را ببيند كه نتيجه خوب دارد مرتكب گردد و هر چه را بيايد كه ثمره بد دارد اجتناب كند از آن.
٣٨٩٢ انما الحليم من اذا اوذى صبر و اذا ظلم غفر.
بدرستى كه نيست بردبار مگر كسى كه هرگاه ايذاء كرده شود، صبر كند و هرگاه ستم كرده شود نبخشايد.
٣٨٩٣ انما المرء مجزى بما اسلف و قادم على ما قدم.
بدرستى كه نيست مرد مگر جزا داده شده به آن چه پيش كرده باشد و وارد شونده بر آنچه پيش فرستاده باشد.
٣٨٩٤ انما الكيس من اذا اساء استغفر و اذا اذنب ندم.