شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٨٦ - ٤٤٩٩ توقوا المعاصى و احبسوا انفسكم عنها فان الشقى من اطلق فيها عنانه
اظهار چيزى است بكنايه نه بصريح و مراد اين است كه در بازداشتن عاقل از گناهى كافى است اشارهكردن بلغزش او در آن و اين بنهايت بدرد مى آورد دل او را و حاجت بتصريح نيست، يا اين كه اين عتابى است بدرد آورنده تر از براى او از تصريح، زيرا كه عاقل حمل ميكند تصريح نكردن بآن را بر اظهار نهايت قبح آن و اين كه چنين امرى را صريحا نسبت باو نتوان داد. و ديگر اين كه تصريح بآن باعث اين مىشود كه پرده شرم و حجاب او مرتفع گردد و ديگر باكى از آن نداشته باشد بخلاف وقتى كه بكنايه و در پرده اظهار شود، و ممكن است كه مراد اين باشد كه تلويح بلغزش عاقل يعنى اظهار آن يا اظهار آن هر چند بعنوان كنايه باشد از درد آورندهترين سرزنش اوست يعنى او را به هر چه سرزنش كنند او را بدرد نياورد مثل اين، پس كسى كه عاقل باشد بايد كه خود را از لغزش و گناه نگاه دارد تا اين كه بچنين سرزنشى گرفتار نشود، يا اين كه هرگاه كسى رعايت كسى كند و او را سرزنش بعيبى از عيبهاى صورى نكند بايد كه تلويح بلغزش و گناه او نكند، زيرا كه آن درد آورنده ترين سرزنش اوست و اين در وقتى است كه تلويح بآن از براى نهى از منكر در كار نباشد مثل اين كه او پشيمان شده باشد از آن و در بعضى نسخهها[١] «امض من عتابه» است و بنا بر اين ترجمه اين است كه: تلويح بلغزش عاقل درد آورندهترست از سرزنش او، و بنا بر اين نيز مراد يكى از معانى مذكوره است.
٤٤٩٨ ترك جواب السفيه ابلغ جوابه.
ترك جواب گفتن احمق ابلغ جواب اوست يعنى بلاغت دارتر يا مبالغه دارتر جواب اوست، زيرا كه از آن معلوم مىشود كه اصلا اهليت و قابليت اين ندارد كه جواب او گفته شود.
٤٤٩٩ توقوا المعاصى و احبسوا انفسكم عنها فان الشقى من اطلق فيها عنانه.
[١] - عبارت« و در بعضى نسخه ها» تا آخر در غير نسخه اصل است كه بخط شارح( ره) است.