شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٠٦ - ٤٥٤٩ تعلموا العلم و تعلموا مع العلم السكينة و الحلم فان العلم خليل المؤمن و الحلم وزيره
شد علم راست و كردار درست را گويند و ظاهر اين است كه مراد در اينجا همين عمل باشد بقرينه ذكر علم بعد از آن.
٤٥٤٧ تعلم العلم فانك ان كنت غنيا زانك و ان كنت فقيرا مانك.
بياموز علم را پس بدرستى كه تو اگر بوده باشى توانگر زينت دهد ترا، و اگر بوده باشى درويش بر خود مىگيرد مؤنث ترا. «زينت دادن علم توانگر را» ظاهر است، و «بر خود گرفتن آن اخراجات و مؤنات درويش را» باعتبار اين است كه مردم صاحب علم را كه درويش باشد رعايت ميكنند و نمىگذارند كه تنگى معاش بكشد، و ممكن است كه خاصيت علم اين باشد كه اگر صاحب آن درويش باشد اخراجات او بى تعب و زحمت برسد هر چند راه معينى از براى آن نباشد.
٤٥٤٨ توخ الصدق و الامانة و لا تكذب من كذبك و لا تخن من خانك.
طلب كن راستگوئى و امين بودن را، و دروغگو مشمر كسى را كه دروغگو شمرده باشد ترا، و خيانت مكن با كسى كه خيانت كرده باشد ترا. مراد اين است كه هر چند كسى تكذيب تو كرده باشد تو تكذيب او مكن، او بدى كرده تو مكن، و همچنين هر چند كسى با تو خيانت كرده باشد تو خيانت مكن او را.
٤٥٤٩ تعلموا العلم و تعلموا مع العلم السكينة و الحلم فان العلم خليل المؤمن و الحلم وزيره.
بياموزيد علم را، و بياموزيد با علم آرام و حلم را، پس بدرستى كه علم دوست مؤمن است، و حلم وزير اوست. «دوست بودن علم با مؤمن» ظاهرست، زيرا كه مىرساند او را بسعادت و نيكبختى، و چه دوستى زياده بر اين باشد ..! و «بودن حلم وزير او»