شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٥٧ - ٤٠٩١ اذا صعدت روح المؤمن الى السماء تعجبت الملائكه و قالت عجبا كيف نجا من دار فسد فيها خيارنا
كه مراد بقول آن حضرت ٧ در آن حديث كه نام آن زن ناهيل بود و مردم مىگويند كه ناهيل اين باشد كه نام آن زن ناهيل بود و مردم غلط كردهاند و ناهيل گمان كرده اند كه نام ستاره زهره است و بآن اعتبار آن ستاره را [از] مسوخ[١] مىدانند و در حديث طويل اول كه از تفسير على بن ابراهيم و عياشى نقل شد اصلا حكايت مسخ زهره نيست پس مسخ ستاره زهره نيست در احاديث مذكوره مگر در حديث ابى طفيل و حديث بعد از آن و ظاهر طرح آنهاست يا حمل آنها بر تقيه و اما اصل مفتون شدن هاروت و ماروت بزنى پس در همه آن احاديث صريحا مذكور است سواى حديث آخر كه نسبت بقول ناس داده شده چنانچه مذكور شد و حديث تفسير حضرت امام حسن عسكرى صلوات الله و سلامه عليه صريح است در انكار اصل اين معنى كه ايشان مفتون شده باشند و حديث كتاب عيون كه نقل شد اگر چه اول آن دلالت ندارد مگر بر تكذيب حكايت مسخ شدن بستاره نهايت آخر آن ظاهر است در خوبى هاروت و ماروت و برائت ايشان از آنچه نسبت بايشان داده شده پس آن دو حديث معارضند با همه آن احاديث كه از آن طرف نقل شد و پوشيده نيست كه بمجرد اين دو حديث طرح تمام آن احاديث خالى از اشكال نيست با عدم صراحت يكى از آنها در انكار آن معنى پس احتمال وقوع مفتونشدن ايشان چندان بعيد نيست و بمجرد آن دو حديث انكار آن نمىتوان كرد، و اما آنچه در حديث اول آنها استدلال شده بآن بر عصمت ملائكه از آيات كريمه، پس اگر استدلال از معصوم نباشد ممكن است جواب از استدلال بحمل آيات كريمه بر عصمت ملائكه ما دام كه بر صفات ملكى باقى باشند پس منافات ندارد با خروج ايشان از آن در وقتى كه بصورت بشرى و اخلاق ايشان از براى مصلحتى در آيند، با آنكه آيه كريمه «لا يعصون الله ما أمرهم و يفعلون ما يؤمرون» معلوم نيست كه در شأن همه
[١] - طريحى( ره) در مجمع البحرين گفته:« المسوخ كدروس و بخور و هى القرد و الخنزير،( تا آخر كلام او)».