شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤٩ - ٤٦٩٨ ثمن الجنة العمل الصالح
٤٦٩٧ ثوبوا[١] من الغفلة، و تنبهوا من الرقدة، و تأهبوا للنقلة، و تزودوا للرحلة.
برگرديد از غفلت و بيخبرى، و بيدار شويد از خواب، و آماده شويد از براى نقل كردن، و توشه برداريد از براى رفتن. و ممكن است كه «رحله» بضم ميم خوانده شود بمعنى وجه و جانبى[٢] كه قصد آن باشد و ترجمه اين باشد كه توشه برگيريد از براى جهت و جانبى كه قصد آن داريد.
٤٦٩٨ ثمن الجنة العمل الصالح.
بهاى بهشت عمل صالح است، پس هر كه بهشت خواهد بايد كه عمل صالح از براى بهاى آن بكند[٣].
.
[١] - ظاهر امر اقتضا ميكند كه اين فقره بلفظ« ثوبوا» باشد يعنى بثاء مثلثه فوق چنانكه ذكر مصنف( ره) آنرا در حرف ثاء مىرساند ليكن در كتب حديث باين لفظ بنظرم نرسيده است اما دور نيست، طريحى( ره) در مجمع البحرين گفته:« ثاب الرجل ثوبا و ثوبانا اذا رجع بعد ذهابه، و منه: فجعل الناس يثوبون الى النبي ٦ اى يرجعون اليه، و فى حديث ام سلمة لعائشة: ان عمود الدين اذا مال لا يثاب بالنساء اى لا يعاد الى استواء» پس چنانكه ملاحظه معنى كلمه مىرساند« ثاب» بمعنى« رجع» ميباشد پس مىتواند بود كه آمدى رضوان الله عليه حديث را بلفظ ثاء مثلثه از مشايخش فرا گرفته و در حرف ثاء نيز ضبط كرده باشد مطابق روايتش. و محتمل است كه اصل لفظ حديث بلفظ« توبوا» وارد شده باشد از كلمه توبه بتاء دو نقطه فوقانى، و آمدى( ره) آنرا اشتباها در اينجا يعنى در حرف ثاء نقل كرده باشد، در هر صورت تعجب از شارح( ره) است كه هيچگونه اشاره و بيانى نسبت باين امر نياورده است، طالب بسط بيشتر خودش بتحقيق آن بپردازد.
[٢] - در منتهى الارب گفته:« رحلة بالضم كوچ شتران يا عام است و يكسر، يا بكسر كوچ است و بضم جانب كوچ و مقصد، و منه انهم رحلتى اى الذين أرتحل اليهم».
[٣] - نظير اين بيان است اين گفتار سعدى:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|