شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣٦ - ٤٦٦٢ ثلاث لا يستودعن سرا، المرأة، و النمام، و الاحمق
سه صفت است كه در آنهاست مروت يعنى مردى يا آدميت، پائين كردن چشم، و پستكردن آواز، و رفتن ميانه. «پائين كردن چشم» نشان شرم و حياست و باعث اين نيز مىشود كه نظر بحرامى نيفتد، و مراد به «پست كردن آواز» اينست كه زياده از متعارف بلند نباشد، چه آوازى كه زياد بلند باشد موحش است و نشان بى شرمى و بى حيائى است. و مراد به «رفتن ميانه» نيز اينست كه پرآهسته نباشد كه نشان تكبرست و نه پر تند كه علامت سبكى است و اين دو خصلت آخر از جمله وصاياى حضرت لقمان حكيم است كه بپسر خود كرده و در قرآن مجيد نقل شده.
٤٦٦١ ثلاث فيهن النجاة، لزوم الحق، و تجنب الباطل، و ركوب الجد.
سه خصلت است كه در آنهاست رستگارى، لازم بودن حق، و دورىگزيدن از باطل، و سوار شدن جد. مراد به «لازم بودن حق» اينست كه هميشه همراه آن باشد و از آن جدا نشود و بطرف نا حق ميل نكند، و مراد به «دورىگزيدن از باطل» اينست كه مرتكب امورى چند نشود كه لغو باشد و ثمره كه بكار او آيد نداشته باشد مثل اكثر اشغال دنيوى. و مراد به «سوارى جد» اينست كه در طاعات و عبادات و آنچه بايد كه بكند جد و جهد تمام كند كه گويا بر جد سوارست.
٤٦٦٢ ثلاث لا يستودعن سرا[١]، المرأة، و النمام، و الاحمق.
سه تااند كه سپرده نمىشود بايشان سرى يعنى نبايد كه سپرده شود بايشان سرى، زن، و سخنچين، و احمق يعنى كم عقل، زيرا كه زن و احمق بسبب نقصان عقلى كه دارند اعتمادى بر نگاهداشتن ايشان نيست و باندك سببى فاش ميكنند، و سخنچين خود ظاهرست كه سر نگاهدار نيست.
[١] - در نسخه اصل و نسخ موجودة ديگر از شرح« سر» برفع ضبط شده و گويا سهو القلم بوده است زيرا از« استودعه سرا» و« استودعه مالا» است كه متعدى بدو مفعول ميباشد و چون فعل مجهول است يكى نائب فاعل است و دومى كه« سرا» باشد بر حال نصب خود باقى است.