شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٢٦ - ٤٦١٢ ثمرة الحياء العفة
ميوه جدل كردن دشمنى است. يعنى دشمنى مردم با صاحب آن بلكه دشمنى حق تعالى نيز.
٤٦٠٨ ثمرة الرضا الغناء[١].
ميوه رضا يعنى رضا بقسمت و تقدير حق تعالى توانگريست، زيرا كه كسى كه راضى و خشنود شد بقسمت خود ديگر طلب نكند و اين توانگرى حقيقى است، و ممكن است كه بالخاصيه سبب توانگرى ظاهرى نيز گردد.
٤٦٠٩ ثمرة الطمع الشقاء[٢].
ميوه طمع بدبختى است، زيرا كه صاحب آن در دنيا هميشه در تعب و زحمت و خفت و ذلت باشد و باعث زيان و خسران آخرت نيز گردد و اين بدبختى در دنيا و آخرت است.
٤٦١٠ ثمرة الطاعة الجنة.
ميوه طاعت يعنى فرمانبردارى حق تعالى بهشت است.
٤٦١١ ثمرة الوله بالدنيا عظيم المحنة.
ميوه شيفتگى بدنيا سخت بزرگست، زيرا كه در دنيا صاحب خود را هميشه در تعب و زحمت سعى و طلب دارد و در آخرت در محنت عذاب و عقاب.
٤٦١٢ ثمرة الحياء العفة.
ميوه شرم عفت است، يعنى باز ايستادن از حرامها، زيرا كه كسى كه از خدا شرم داشته باشد مخالفت او نمىكند بلكه شرم از خلق نيز باعث ترك بسيارى از محرمات مىشود.
[١] - در منتهى الارب گفته:« غنى بالكسر توانگرى خلاف فقر، و مرد را زندادن و زن را شوى، غناء بالفتح ممدودا مثله، و نيز غناء كسماء فايده و سود و كفايت، يقال:
أغنى عنه غناء فلان يعنى نائب كافى او شد و بىنياز كرد از آن».
[٢] - در منتهى الارب گفته:« الشقا بالفتح و القصر و الشقاء بالمد ايضا الشدة و العسر و نقيض السعادة»