شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠٨ - ٣٩٥٣ آفة العدل الظالم القادر
و آفتى زياده از اين نمىباشد، و يا باعتبار اين كه ترك عمل بعلم باعث زوال و ارتحال آن گردد چنانكه در بعضى احاديث وارد شده كه: علم و عمل همراهند با يكديگر و علم آواز ميكند عمل را پس اگر اجابت كرد او را خوب، و اگر نه رحلت ميكند از او.
٣٩٤٩ آفة العمل ترك الاخلاص.
آفت عمل ترك اخلاص است، يعنى اين كه خالص باشد از براى حق تعالى و آميخته بغرضى ديگر از ريا و مانند آن نباشد.
٣٩٥٠ آفة الرياسة الفخر.
آفت رياست فخر است، يعنى كسى كه رياست و سركردگى داشته باشد باعتبار علم يا صلاح با غير آن، آفت او اين است كه فخر كند بآن و سربلندى نمايد بسبب آن چه اين معنى سبب وزر و وبال او گردد و بسا باشد كه باعث زوال آن رياست گردد.
٣٩٥١ آفة الجود الفقر.
آفت جود و سخاوت فقر است، يعنى اين است كه بسيار باشد كه سبب فقر و بىچيزى گردد پس صاحب جود بايد كه رعايت اين معنى بكند و بخشش او بمرتبه نباشد كه خود را فقير و بىچيز گرداند و محتاج بطلب و سؤال نمايد.
٣٩٥٢ آفة العامة العالم الفاجر.
آفت عامه مردم عالم فاسق است، زيرا كه عالمى كه فاسق باشد احكام نامشروع كند و آنها را رواج دهد و ضرر آنها بعامه مردم است پس آفتى باشد عام از براى ايشان.
٣٩٥٣ آفة العدل الظالم القادر.
آفت عدل ستمكار تواناست چه ظاهرست كه هرگاه در قومى ستمكارى باشد كه قادر و توانا باشد بر آنچه خواهد و كسى را تسلطى بر او نباشد كسى نتواند كه