شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧٠ - ٣٨٥٨ إنكم ستعرضون على سبى و البراءة منى فسبونى و اياكم و البراءة منى
و خواننده ايشان بيرون رونده است يعنى از دين يا از خير و خوبى، تعظيم نمىكند كوچك ايشان بزرگ ايشان را، و عيال خود نمىگرداند توانگر ايشان درويش ايشان را، «محبوساند بر نافرمانى» يعنى مدار ايشان بر آن است و از آن تجاوز نكنند، و «مداهنه» بمعنى غش و نفاق است و اين كه ظاهر كسى بر خلاف باطن او باشد.
٣٨٥٨ إنكم ستعرضون على سبى و البراءة منى فسبونى و اياكم و البراءة منى.
بدرستى كه شما بزودى عرض كرده مىشويد بر دشنام دادن من و بيزارى جستن از من، پس دشنام دهيد مرا و بپرهيزيد از بيزارى جستن از من. مراد اين است كه عرض كرده خواهد شد بر شما يعنى تكليف خواهند كرد شما را باين كه دشنام دهيد مرا يعنى ناسزا بگوئيد نسبت بمن و بيزارى جوئيد از من چنانكه خلفاى بنى أميه لعنهم الله تعالى كردند پس ناسزا بگوئيد مرا اما بيزارى مجوئيد از من و آن باعتبار اين است كه ناسزا گفتن باعتبار تقيه جايز مىشود و بيزارى جستن امرى است قلبى و تقيه در آن نمىرود پس بهيچ وجه جايز نمىشود زيرا كه بيزارى جستن از كسى بمعنى اين است كه در دل دوستى او با او نداشته باشد بلكه بغض و دشمنى او را داشته باشد اما اگر تكليف كنند باظهار بيزارى جستن از او پس آن نيز حكم ناسزا گفتن دارد و با وجود تقيه جايز است هرگاه قلبى نباشد و مجرد اظهار بزبان باشد و در كتاب مستطاب نهج البلاغه اين مضمون بعبارت ديگر واقع شده و ابن ابى الحديد كه از اكابر علماى معتبر اهل سنت است در شرح آن اشكال كرده در فرق ميانه «سب» و «برائت» و تجويز اول و منع از دوم با اين كه «سب» افحش از تبرى مىنمايد و جواب گفته كه: آنچه اصحاب ما يعنى معتزله مىگويند در اين باب اين است كه فرقى نيست ميانه «سب» و «تبرى» از آن حضرت در اين كه هر دو حرامند و فسقند و كبيرهاند و در اين كه اگر اكراه شود بر آنها بر وجهى كه خوف بر نفس باشد