شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٢١ - ٤٢٧٥ بالعقول تنال ذروة العلوم
و مراد به «دايم بودن شك» استقرار آن باشد و مراد اين باشد كه اگر شكى در آنها حاصل شود از قبيل وسوسه نفس بايد سعى كرد در ازاله آن بتكرر فكر يا غير آن كه اگر شك در آنها قرار گيرد و مجرد وسوسه نفس نباشد حادث شود شرك، يا اين كه در خصوص معارف الهيه هر چند مسئله باشد كه شك در آن شرك نباشد بايد كه شك را از خود زايل كرد كه اگر دايم بماند آن بتدريج منجر مىشود بشرك و شك در بعضى امور كه شك در آنها شرك باشد.
٤٢٧٣ بالحكمة يكشف غطاء العلم.
بحكمت برداشته مىشود پرده علم، ظاهر اين است كه مراد به «حكمت» در اينجا دانستن مسائل است از روى دليل و مراد اين است كه هر چه را آدمى از روى دليل دانسته باشد پرده آن از براى او برداشته شده و بحقيقت آن رسيده، و اگر بعنوان تقليد بداند پرده خفا بر روى آن خواهد بود و بمنزله اين باشد كه كسى چيزى را از پس پرده ديده باشد، و ممكن است كه مراد به «حكمت» در اينجا جزو عملى آن باشد يعنى اعمال صالحه و مراد اين باشد كه آنها باعث اين مىشود كه پرده علم از براى صاحب آن برداشته شود يعنى پرده از روى علم برداشته شود و علم بسيار از براى او حاصل شود.
٤٢٧٤ بوفور العقل يتوفر الحلم.
بسبب بسيار بودن عقل وافر مىشود حلم، زيرا كه هر چند عقل كسى بيشتر باشد معرفت او بنيكوئى حلم و منافع آن و بدى خلاف آن و ضررهاى آن بيشتر باشد و يقين چنين عقلى سعى كند كه صاحب آن بهره وافرى از آن داشته باشد.
٤٢٧٥ بالعقول تنال ذروة[١] العلوم.
بعقلها رسيده مىشود باوج علمها يعنى بعقلها كه حق تعالى ببندگان عطا كرده
[١] - شارح( ره)« ذروه» را هم بكسر ذال و هم بضم آن ضبط كرده و در لغت نيز هر دو صحيح است.